تبليغاتX
روستای سرسبز سیور
 

ادامه تصاوير را در( http://www.sivar2.blogfa.com/ ) ببينيد.

+ نوشته شده توسط صادق فرهادی در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت 17:2 |

 

آقای فرامرز رئیسیان

شماره موبایل: ۰۹۱۳۸۹۹۳۷۳۹

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 16:50 |
عشایر تیره مورول (از طایفه فارسیمدان) برای سومین بهار متوالی وارد منطقه حفاظت شده دنا ، از طریق تنگ

سازمان حفاظت محیط زیست ایران ، طی بررسی کارشناسانه ، مطالعات علمی و منطبق با منابع ملی ، اکوسیستم ارزشمند منطقه دنا را در سال 1370 تحت حفاظت در آورد. از آن تاریخ به بعد با درایت مسئولین و کارشناسان وقت ، محیط بانان جان بر کف و با حمایت و مشارکت جوامع محلی ، از تنوع زیستی در مساحت حدود 94000 هکتاری دنا حفاظت نمود.

با توجه به تصمیم فوق ، از آن تاریخ به بعد:

از ورود عشایر تیره های مختلف از طایفه فارسیمدان (در حوزه جغرافیایی استان اصفهان) به مناطق فوق جلوگیری بعمل آمد. مقرر شد که حق و حقوق  عشایر تیره مورول پرداخت گردد تا بدین وسیله پروانه چرای این تیره درمنطقه تنگ رود قر، شهلی آباد و ارتفاعات آن لغو گردد.

-  متاسفانه سازمان بعد از گذشت 16 سال ، به مصوبه عمل ننمود و برای ساماندهی اصولی این قشر زحمتکش هیچ اقدامی ننمود.

-  این عشایر بعد از سالها سرگردانی ، آواره گی در چراگاههای اجاره ای (با هزینه زیاد) در استان فارس و اصفهان ، پناه به دستگاه قضایی بردند و با رأی قطعی مقامات قضایی و شورای تامین استان اصفهان، از بهار 1386 برای سومین بار متوالی وارد مناطق حفاظت شده گردیدند.

-  طی دو سال گذشته تخریب و تخلف در این مناطق حساس و بسیار شکننده اوج گرفته است. تمامی کارشناسان آگاه و دلسوز ، تشکلها و فعالین زیست محیطی ، محیط بانان و جوامع محلی نگران این موضوع هستند که در صورت ادامه حضور عشایر وادامه بی برنامگی سازمان در ساماندهی اصولی معضل فوق ، وضعیت تنوع زیستی به سالهای قبل از 1370 و بدتر از ان بازگشت نماید.

-       ورود مجدد عشایر و سکوت سازمان حفاظت محیط زیست از یک طرف :

موقعیت و مقام سازمان و جایگاه ارزشمند محیط بانان و کارشناسان دلسوز این مجموعه را در اکوسیستم دنا و جوامع محلی تضعیف نموده و از طرف دیگر :

ضعف اداره کل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد در تقویت سیستم سخت افزاری و نرم افزاری (بخصوص در بخش جذب نیروی کارآمد، آموزش دیده و باسواد به عنوان محیط بان) باعث گردیده تا سایر تیره های طایفه فارسیمدان تصمیم به بازگشت به مناطق حفاظت شده از طریق سایر نقاط این اکوسیستم ارزشمند ملی و بین المللی گردند. (هم اکنون تعدادی از این عشایر به صورت قاچاق و شبانه در مناطق فوق به چرای دام مشغول می باشند)اداره کل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد (با توجه به کمبود شدید نیروی انسانی خود در بخش محیط بانی ) ، هم اکنون از طریق کشیدن یک جاده و با گشودن تنگ رود قر با دستگاههای سنگین همچون لودر و بلدوزر (با هزینه زیاد) ، راه دسترسی هرگونه وسیله نقلیه را به ارتفاعات شهلی آباد هموار نموده است. ای کاش مسئولین محترم اداره فوق در منطقه ای که دچار بحران زیست محیطی از طریق ورود عشایر و تخریب وسیع گردیده است، دست به چنین عملی نمی زدند و با دست خود زمینه را برای ورود عشایربا وسایل نقلیه ، سهل الوصول تر نمی نمودند.

-   قابل ذکر است هم اکنون منطقه حفاظت شده دنا با مساحت حدود 94000 هکتار فقط و فقط با حدود 35-30 نفر محیط بان ، حفاظت می گردد. و این منطقه با 80 کیلومتر خط الراس هوایی و با دارا بودن 47 قله فراتر از 4000 متر در حد فاصل چهار استان کهگیلویه و بویراحمد، فارس ، اصفهان و چهارمحال و بختیاری قرار دارد. بدین ترتیب با یک حساب سر انگشتی مشخص می شود که هر محیط بان می بایست از مساحتی حدود 3200 هکتار محافظت نماید!

قابل توجه است که از بخش غربی تا شرقی (در حوزه پادنا) در حال حاضر فقط یک پاسگاه در منطقه  سیور و ماندگان و یک پاسگاه در ارتفاعات روستای خفر فعال می باشد . (از بخش کاسه خفر ، شامل 14 قله بالای 4000 متر ، شامل گونه های گیاهی و جانوری متنوع ، کمیاب و کم نظیر و جاذبه ها و چشم اندازهای بدیع و زیبا و رودخانه ها ، فقط و فقط یک محیط بان حفاظت می نماید).

با توجه به موارد فوق و با توجه به اهمیت و ارزش این سرمایه های ملی و بین المللی، تمامی شورا ها، دهیاری ها، جوامع محلی ساکن در حاشیه ی رشته کوه دنا، کارشناسان و فعالین و تشکل های زیست محیطی، بار ها و بار ها از ریاست محترم سازمان حفاظت محیط زیست و معاونت محترم ریاست جمهوری ( سر کار خانم دکتر جوادی ) در خواست نموده و تقاضا می نماید که در حل معضل فوق اقدام جدی به عمل آورده و از طریق یک برنامه ریزی و ساماندهی پایدار و ملی، از تخریب و نابودی این سرمایه های گرانقدر جلوگیری به عمل آورند تا منافع نسل فعلی و نسل آتی، بیش از پیش به خطر نیفتد.

کانون سبز فارس با دارا بودن تجربیات ارزشمند از سال های دور و نزدیک پژوهش در منطقه دنا، همچون گذشته آمادگی خود را برای همکاری و مشارکت با سازمان حفاظت محیط زیست و سایر ارگان ها و نهاد های ذیربط به جهت رفع این معضل و حفاظت از تنوع زیستی اعلام می دارد.

 

 

 برگرفته از وبلاگ کانون سبز یاران فارس

نعمت الله امیریان                                    

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388 و ساعت 21:16 |

الگوهای رفتاری و عوامل مهم در بقاء یا انقراض حیات وحش

حضور جانوران وحشی در عرصه های طبیعی یا به عبارتی توزیع یک گونه حیوان در طبیعت بستگی به سازش آن با محیط و عوامل طبیعی در زیستگا ه ها دارد. اجتماع جانوران در یک محیط بر اساس سازش با زیست گاه، دسترسی به منابع تغذیه؛ آب آزاد، عدم وجود طعمه خواران امکان دستیابی به طعمه پایه ریزی شده است. استفاده از پناهگاه و فراهم بودن بستر تغذیه، از عوامل مهم طبیعی در ادامه زیست حیات وحش محسوب می شود بعضی از دوره های زیستی نظیر زایمان و زمان پیوند جنسی بسیار حساس بوده و برای بقاء جانور امری حیاتی است دفاع از نوزادان مکانهای تغذیه دوره های مختلف تولید مثل در حیات وحش نظیر جفت یابی به دنیا آوردن نوزادان و مراقبت از آنها از قوانین طبیعت است که در صورت تغییر هر یک از این عوامل موثر ازدیاد نسل گونه با خطر مواجه می شود و زمینه انقراض آنها فراهم میشود.

جفت گیری جانوران  وحشی درحالت طبیعی نیاز به محیطی آرام دارد الگوهای رفتاری قبل از جفت گیری زمینه را جهت پیوند موفق فراهم مینماید. برقراری این ارتباط در محیط های نا امن باعث به  حد اقل رسیدن جفت گیری موفق می شود.

پیوند شناسائی بین مادر و فرزند پس از زایمان در اکثر گونه های حیات وحش با پس زدن صورت گرفته و اگر این فرصت از جانور گرفته شود امکان طرد و رها کردن فرزند و از بین رفتن آن فراهم می گردد.

اکثر مناطق پر جمعیت حیات وحش در کشور ما در مناطق کوهستانی شکل گرفته که رشته کوه دنا از مهمترین مناطق آنها می باشد و در فصول گرم سال گردشگران و طبیعت دوستان زیادی را به خود جلب میکند و این باعث خوشحالی ما ساکنان حاشیه دنا می باشد. گشت و گذار  بی شک یکی از بهترین راههای رسیدن به آرامش فکری و جسمی است. تماشای حیات وحش برای گردشگران که عمدتاً به صورت گروهی به تفرج گسترده اقدام می نمایند ازجاذبه های خاصی بر خوردارمی باشد، ولی سر و صدای حاصله از حضور دسته جمعی باعث اخلال در جمع حیات وحش شده و تاثیر گذاری حضور آنها را در دوره های حساس حیات جانوری آشکار می سازد. به طوری که علف خوران که در کوه زندگی میکنند در اوایل زایمان نوزادان خود را مخفی مینمایند و با ورود انسان ناچار به ترک مخفیگاه شده و فرصت را برای ربوده شدن فرزندان توسط طعمه خوران خصوصاً عقابها و گوشتخواران دیگر  فراهم می نمایند از این رو گردشگران در فصول جفت یابی و زایمان حیات وحش باید نهایت دقت را در انتخاب مسیر به عمل آورده و سعی نمایند که این مسیرها از مکانهای زاد آوری و زیستگا ههای حساس جانوران وحشی، خصوصاً پرورش نوزادان فاصله داشته باشد چون حضور آنها امکان جدائی مادر از فرزند را فراهم می کند که این جدائی در هر مرحله برای نوزادان خطرناک خواهد بود. خصوصاً این جدائی در پستانداران قبل از تشکیل الفت مادری خطری جدی محسوب شده و مرگ نوزاد را در پی خواهد داشت حال اگر نگاهی مختصر به تاریخ بعضی از سلاطین گذشته کنیم خواهیم دید که چنگیزخان مغول از حاکمانی بوده که در طول زندگی خود شهرهای بزرگی را ویران نموده و تمدنهای بسیاری را نابود کرده است و انسانهای بسیاری را به کام مرگ کشیده و نقل شده است که در هر شهری که وارد می شد دستور میداد همه را از دم شمشیر بگذرانید و به زن و مرد وکودک و پیران رحم نمیکرد. با وجود این بی رحمی ها در رابطه با صید و شکار و حفاظت از حیات وحش برای خود منشوری داشت که دقیقاً انجام می داد و مقرر می کردد در طول سال یک بار با لشگریان خود به تفرج و صید و شکار جانوران وحشی بپردازند و دستور اکید داشت که در هنگام جفت گیری پرندگان و پستانداران و هنگام تولد، کسی حق بر هم زدن محیط امن و آرام آنها را نداشته و اگر کسی مرتکب خلافی شود سزای او مرگ است.

با تشکر از َآقای علیرضا رئیسیان به خاطر مطلب جالبشون.

 

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 و ساعت 19:43 |

آيا تا به حال براي شما اتفاق افتاده كه احساس كنيد مغزتان كار نمي كند؛ يعني مثل گذشته، سرعت انتقال مطالب را نداريد يا اينكه لغات معمولي از ذهنتان فرار مي كنند. بعضي مواد غذايي به شما كمك مي كنند كه عملكرد مغزتان را افزايش دهيد.

اگر مايل هستيد، هوش خود را افزايش دهيد، يك لحظه تامل كنيد و مطلب زير را بخوانيد. انتخاب اين غذاها نه تنها شما را نزد ديگران باهوش جلوه مي دهد، بلكه به شما كمك مي كند كه توانايي تفكر و وضوح ذهني خود را افزايش دهيد.

1- روغن ماهي

طبق يك گفته قديمي مي توان گفت : '' ماهي غذاي مغز است.''

روغن ماهي يك ماده غذايي مناسب براي مغز است، زيرا DHA ( چربي اُمگا-3 موجود در ماهي ) التهاب مغز را كاهش مي دهد و از آن محافظت مي كند.

مغز ما داراي 60 درصد چربي است كه بيشتر آن چربي DHA يا AA ( آراشيدونيك اسيد ) است. AA به مقدار زياد در لبنيات مثل كره و خامه وجود دارد، اما DHA فقط در انواع ماهي وجود دارد و در منابع گياهي مثل دانه كتان وجود ندارد.

براي تهيه روغن ماهي يا روغن كبد ماهي سعي كنيد مارك هاي معتبر آنها را خريداري كنيد. در ضمن شكل مايع اين دو ماده بهتر از كپسول آنهاست.

در تابستان و بهار كه شدت و مدت تابش نور خورشيد كافي است، بدن به مقدار لازم ويتامين D مورد نياز خود را مي سازد. همانطور كه مي دانيد ويتامين D بر اثر تابش نور خورشيد بر پوست بدن، ساخته مي شود. ولي در زمستان و پاييز كه مدت و شدت تابش آفتاب كمتر است، نياز به دريافت مكمل ويتامين D داريم. روغن كبد ماهي يكي از مهم ترين و غني ترين منابع ويتامينD است.

بنابراين فرق روغن ماهي و روغن كبد ماهي در اين است كه روغن كبد ماهي علاوه بر اسيدهاي چرب اُمگا-3 ( DHA) ، منبع خوبي از ويتامين هاي A و D نيز مي باشد.

توصيه مي كنم روغن ماهي را از ابتداي بهار تا آخر تابستان مصرف كنيد و از ابتداي پاييز تا آخر زمستان روغن كبد ماهي را دريافت كنيد. ولي كساني كه در مناطق آب و هوايي گرم ( آفتابي ) هستند، مي توانند در تمام سال فقط روغن ماهي مصرف كنند و نيازي به مصرف روغن كبد ماهي ندارند.

2- سبزيجات تازه و خام

مواد غذايي كمي وجود دارد كه از نظر ارزش تغذيه اي با سبزيجات برابري كنند. كاهش سطح اسيد فوليك در بدن با بروز بيماري آلزايمر ( فراموشي دوران پيري ) مرتبط است. همچنين آنتي اكسيدان ها و فيتوكميكال ( رنگدانه هاي گياهي ) هاي موجود در سبزيجات، هوش شما را حفظ خواهند كرد.

توصيه مي كنم روزانه به ازاي هر 25 كيلوگرم از وزن بدن خود 5/0 كيلوگرم سبزيجات مختلف مصرف كنيد. اگر نوع متابوليسم بدن خود را بدانيد، مي توانيد مقدار دريافت سبزي را تنظيم كنيد. مثلاً اگر دريافت پروتئين شما بالاست، به مصرف سبزي زيادي نياز نداريد؛ مثلاً بجاي 5/0 كيلو ، روزانه 250 گرم سبزيجات به ازاي هر 25 كيلو از وزن بدن نياز داريد. اگر پروتئين رژيم شما بالاست، بايستي سبزيجاتي را مصرف كنيد كه پتاسيم كمتري دارند مثل گل كلم، لوبياي سبز، اسفناج، مارچوبه، قارچ و كرفس ، زيرا مصرف سبزيجاتي كه پتاسيم زيادي دارند مثل كاهو، كلم پيچ و ساير انواع كلم به همراه پروتئين زياد ، باعث عدم تعادل بيوشيميايي بدن خواهد شد.

ولي افرادي كه دريافت كربوهيدرات غذايي اشان نسبت به پروتئين و چربي بيشتر است، مي توانند سبزيجات فراواني مصرف كنند به خصوص انواعي را كه پتاسيم بالايي دارند.

3- تخم مرغ خام

تخم مرغ منبع ارزان و مفيدي از مواد مغذي با ارزش است. مصرف تخم مرغ علاوه بر حفظ سلامت بدن، براي هوش و عملكرد ذهني مفيد است . در اين مورد تخم مرغ خام فوايد بيشتري نسبت به تخم مرغ پخته دارد.شايد بپرسيد چگونه تخم مرغ خام را مصرف كنيم ؟

براي مصرف تخم مرغ به صورت خام مي توانيد آن را با يك قاشق عسل، يك قاشق كنجد يا پودر گردو و يك قاشق پودر كاكائو در يك ليوان شير ولرم يا گرم مخلوط كرده و ميل كنيد. در اين صورت هم آن را خام مصرف كرده ايد و هم معجون بسيار مفيدي براي سلامتي بدن خود و افزايش وزن ( براي افراد لاغر ) دريافت نموده ايد.

اگر در مورد خطر باكتري '' سالمونلا '' كه در تخم مرغ خام وجود دارد، نگران هستيد، مقاله اي را كه مربوط به خواص تخم مرغ خام است، مطالعه كنيد تا نگراني شما بر طرف شود.

4- از مصرف شكر خود داري كنيد

شكر به عنوان يك غذا محسوب نمي شود، اما بيشتر اوقات جزء آن دسته از مواد غذايي است كه بايد از مصرف آنها پرهيز كرد. اگر مي خواهيد ميزان هوش خود را افزايش دهيد و نمي توانيد كاملاً از مصرف شكر پرهيز كنيد، مصرف آن را كاهش دهيد.

مواد غذايي خيلي شيرين، تعادل هورمون انسولين بدن شما را به هم مي ريزند كه باعث ايجاد بيماري و گرفتگي ذهن شما مي شوند.

ساده ترين روش براي كاهش مصرف شكر، پرهيز از مصرف انواع نوشابه هاي صنعتي، آب نبات و شيريني جات است. همچنين در مصرف آب ميوه هاي صنعتي ميانه روي كنيد.

5- توت فرنگي

توت فرنگي نه تنها خوشمزه است، بلكه يكي از مهم ترين منابع آنتي اكسيداني قوي و فيتو كميكال هاست كه سلامتي بدن را بهبود مي بخشد. همچنين داراي فوايد بي شماري براي مغز است. مطالعات نشان داده، مصرف اين ميوه فرآيند پيري را در مغز كاهش مي دهد.فقط زماني كه يك مرتبه مقدار زيادي از آن را مصرف مي كنيد، مراقب قند موجود در آن بايد باشيد. ساير انواع توت نيز كه رنگ تيره اي دارند، داراي چنين اثراتي هستند؛ مثل تمشك و شاه توت.

 

+ نوشته شده توسط صادق فرهادی در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:46 |
هارپ چیست؟ چاپ
 هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.
به صدای هارپ گوش دهيد

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند. وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

١- ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست. فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال برق از زمين به ماهواره ها.

٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد "وهم" در مغز انسانها.

٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران" به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨ میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/٦٣٩ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

٣/١٥٥٩٣ میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٢/١٥٢٠٦ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با : ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

٩/٤٧٧٣ میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

ياد آور می شويم: زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟

بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام "عادل کهن" (adelkohan) در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید.

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

دلفین های چه شدند؟

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود، ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

آیا این اثر سوختگی نیست؟

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency ELF/ULF) نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به بروز این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام Angels Don't Play This HAARP بتوسط Dr. Nick Begich نوشته و بر مبنای آن دو ويديو، يکی در سال ۱۹۹۵ بنام Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.

در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.

مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.

سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.

برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس 22KHz به اینجا اشاره کنيد.

دومای روسیه به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت بوئينگ (Boeing) به هارپ در اين رابطه بخوانید.

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 و ساعت 16:35 |
کوروش کبیر نخستین شاه و بنیان‌گذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان، که وی سرزمین‌های ایشان را تسخیر کرده بود، او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند.


واژهٔ کوروش

نام کوروش در زبان‌های گوناگون باستانی به‌گونه‌های مختلف نگاشته شده‌است:

    * پارسی باستان: Kūruš
    * در کتیبه‌های عیلامی: Ku-rash
    * درکتیبه‌های بابلی: Ku-ra-ash
    * در زبان یونانی باستان: Κῦρος آمده‌است.
    * در زبان عبری: کورِش Koresh
    * در زبان لاتین: سیروس Cyrus؛ صورت لاتین نام کوروش به فارسی بازگشته و به عنوان نام در ایران استفاده می‌شود

دورهٔ جوانی

تبار کوروش از جانب پدرش به پارس‌ها می‌رسد که برای چند نسل بر انشان(شمال خوزستان کنونی)، در جنوب غربی ایران، حکومت کرده بودند.

کوروش درباره خاندانش بر سفالینهٔ استوانه شکلی محل حکومت آن‌ها را نقش کرده‌است. بنیانگذار سلسلهٔ هخامنشی، شاه هخامنش انشان بوده

که در حدود ۷۰۰ می‌زیسته‌است. پس از مرگ او، فرزندش چا ایش پیش به حکومت انشان رسید. حکومت چا ایش پیش نیز پس از مرگش توسط دونفر از پسرانش کوروش اول شاه انشان و آریارامن شاه پارس دنبال شد. سپس، پسران هر کدام، به ترتیب کمبوجیه اول شاه انشان و آرشام شاه پارس، بعد از آن‌ها حکومت کردند. کمبوجیه اول با شاهدخت ماندانا دختر ایشتوویگو (آژی دهاک یا آستیاگ) پادشاه ماد ازدواج کرد و کوروش بزرگ نتیجه این ازدواج بود.

تاریخ نویسان باستانی از قبیل هرودوت، گزنفون وکتزیاس درباره چگونگی زایش کوروش اتفاق نظر ندارند. اگرچه هر یک سرگذشت تولد وی را به شرح خاصی نقل کرده‌اند، اما شرحی که آنها درباره ماجرای زایش کوروش ارائه داده‌اند، بیشتر شبیه افسانه می‌باشد. تاریخ نویسان نامدار زمان ما همچون ویل دورانت و پرسی سایکس و حسن پیرنیا، شرح چگونگی زایش کوروش را از هرودوت برگرفته‌اند. بنا به نوشته ههودوت، آژی دهاک شبی خواب دید که از دخترش آنقدر آب خارج شد که همدان و کشور ماد و تمام سرزمین آسیا را غرق کرد. آژی دهاک تعبیر خواب خویش را از مغ‌ها پرسش کرد. آنها گفتند از او فرزندی پدید خواهد آمد که بر ماد غلبه خواهد کرد. این موضوع سبب شد که آژی دهاک تصمیم بگیرد دخترش را به بزرگان ماد ندهد، زیرا می‌ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تخت و تاج او بشود. بنابر این آژی دهاک دختر خود را به کمبوجیه اول شاه آنشان که خراجگزار ماد بود، به زناشویی داد.

ماندانا پس از ازدواج با کمبوجیه باردار شد و شاه این بار خواب دید که از شکم دخترش تاکی رویید که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانید.

پادشاه ماد، این بار هم از مغ‌ها تعبیر خوابش را خواست و آنها اظهار داشتند، تعبیر خوابش آن است که از دخترش ماندانا فرزندی بوجود خواهد آمد که بر آسیا چیره خواهد شد. آستیاگ بمراتب بیش از خواب اولش به هراس افتاد و از این رو دخترش را به حضور طلبید. دخترش به همدان نزد وی آمد.

پادشاه ماد بر اساس خوابهایی که دیده بود از فرزند دخترش سخت وحشت داشت، پس زادهٔ دخترش را به یکی از بستگانش بنام هارپاگ، که در ضمن وزیر و سپهسالار او نیز بود، سپرد و دستور داد که کوروش را نابود کند. هارپاگ طفل را به خانه آورد و ماجرا را با همسرش در میان گذاشت. در پاسخ به پرسش همسرش راجع به سرنوشت کوروش، هارپاگ پاسخ داد وی دست به چنین جنایتی نخواهد آلود، چون یکم کودک با او خوشاینداست. دوم چون شاه فرزندان زیاد ندارد دخترش ممکن است جانشین او گردد، در این صورت معلوم است شهبانو با کشنده فرزندش مدارا نخواهد کرد.

پس کوروش را به یکی از چوپان‌های شاه به‌ نام مهرداد (میترادات) داد و از از خواست که وی را به دستور شاه به کوهی در میان جنگل رها کند تا طعمهٔ ددان گردد.

چوپان کودک را به خانه برد. وقتی همسر چوپان به نام سپاکو از موضوع با خبر شد، با ناله و زاری به شوهرش اصرار ورزید که از کشتن کودک خودداری کند و بجای او، فرزند خود را که تازه زاییده و مرده بدنیا آمده بود، در جنگل رها سازد. مهرداد شهامت این کار را نداشت، ولی در پایان نظر همسرش را پذیرفت. پس جسد مرده فرزندش را به ماموران هارپاگ سپرد و خود سرپرستی کوروش را به گردن گرفت.

روزی کوروش که به پسر چوپان معروف بود، با گروهی از فرزندان امیرزادگان بازی می‌کرد. آنها قرار گذاشتند یک نفر را از میان خود به نام شاه تعیین کنند و کوروش را برای این کار برگزیدند. کوروش همبازیهای خود را به دسته‌های مختلف بخش کرد و برای هر یک وظیفه‌ای تعیین نمود و دستور داد

پسر آرتم بارس را که از شاهزادگان و سالاران درجه اول پادشاه بود و از وی فرمانبرداری نکرده بود تنبیه کنند. پس از پایان ماجرا، فرزند آرتم بارس به پدر شکایت برد که پسر یک چوپان دستور داده‌است وی را تنبیه کنند. پدرش او را نزد آژی دهاک برد و دادخواهی کرد که فرزند یک چوپان پسر او را تنبیه و بدنش را مضروب کرده‌است. شاه چوپان و کوروش را احضار کرد و از کوروش سوال کرد: «تو چگونه جرأت کردی با فرزند کسی که بعد از من دارای بزرگ‌ترین مقام کشوری است، چنین کنی؟» کوروش پاسخ داد: «در این باره حق با من است، زیرا همه آن‌ها مرا به پادشاهی برگزیده بودند و چون او از من فرمانبرداری نکرد، من دستور تنبیه او را دادم، حال اگر شایسته مجازات می‌باشم، اختیار با توست.»

آژی دهاک از دلاوری کوروش و شباهت وی با خودش به اندیشه افتاد. در ضمن بیاد آورد، مدت زمانی که از رویداد رها کردن طفل دخترش به کوه می‌گذرد با سن این کودک برابری می‌کند. بنابراین آرتم بارس را قانع کرد که در این باره دستور لازم را صادر خواهد کرد و او را مرخص کرد. سپس ازچوپان درباره هویت طفل مذکور پرسشهایی به عمل آورد. چوپان پاسخ داد: «این طفل فرزند من است و مادرش نیز زنده‌است.» اما شاه نتوانست گفته چوپان را قبول کند و دستور داد زیر شکنجه واقعیت امر را از وی جویا شوند.

چوپان ناچار به اعتراف شد و حقیقت امر را برای آژی دهاک آشکار کرد و با زاری از او بخشش خواست. سپس آژی دهاک دستور به احضار هارپاگ داد

و چون او چوپان را در حضور پادشاه دید، موضوع را حدس زد و در برابر پرسش آژی دهاک که از او پرسید: «با طفل دخترم چه کردی و چگونه او را کشتی؟» پاسخ داد: «پس از آن که طفل را به خانه بردم، تصمیم گرفتم کاری کنم که هم دستور تو را اجرا کرده باشم و هم مرتکب قتل فرزند دخترت نشده باشم» و ماجرا را به طور کامل نقل نمود.[۱] آژی دهاک چون از ماجرا خبردار گردید خطاب به هارپاگ گفت: امشب به افتخار زنده بودن و پیدا کردن کوروش جشنی در دربار برپا خواهم کرد. پس تو نیز به خانه برو و خود را برای جشن آماده کن و پسرت را به اینجا بفرست تا با کوروش بازی کند.

هارپاگ چنین کرد. از آنطرف آژی دهاک مغان را به حضور طلبید و در مورد کورش و خوابهایی که قبلاً دیده بود دوباره سوال کرد و نظر آنها را پرسید.

مغان به وی گفتند که شاه نباید نگران باشد زیرا رویا به حقیقت پیوسته و کوروش در حین بازی شاه شده‌است پس دیگر جای نگرانی ندارد و قبلاً نیز اتفاق افتاده که رویاها به این صورت تعبیر گردند. شاه از این ماجرا خوشحال شد. شب هنگام هارپاگ خوشحال و بی خبر از همه جا به مهمانی آمد.

شاه دستور داد تا از گوشتهایی که آماده کرده‌اند به هارپاگ بدهند ؛ سپس به هارپاگ گفت می‌خواهی بدانی که این گوشتهای لذیذ که خوردی ابنگونه تهیه شده‌اند.سپس دستور داد ظرفی را که حاوی سر و دست و پاهای بریده فرزند هارپاگ بود را به وی نشان دهند. هنگامی که ماموران شاه درپوش ظرف را برداشتند هارپاگ سر و دست و پاهای بریده فرزند خود را دید و گرچه به وحشت افتاده بود. خود را کنترول نمود و هیچ تغییری در صورت وی رخ نداد و خطاب به شاه گفت: هرچه شاه انجام دهد همان درست است و ما فرمانبرداریم.این نتیجه نافرمانی هارپاگ از دستور شاه در کشتن کوروش بود

کوروش برای مدتی در دربار آژی دهاک ماند سپس به دستور وی عازم آنشان شد. پدر کوروش کمبوجیه اول و مادرش ماندانا از وی استقبال گرمی به عمل آوردند.. کوروش در دربار کمبوجیه اول خو و اخلاق والای انسانی پارس‌ها و فنون جنگی و نظام پیشرفته آن‌ها را آموخت و با آموزش‌های سختی که سربازان پارس فرامی‌گرفتند پرورش یافت. بعد از مرگ پدر وی شاه آنشان شد

دوره قدرت

تندیس ۴ متری کورش در پارک المپیک سیدنی از سال ۱۹۴۴بعد از آنکه کوروش شاه آنشان شد در اندیشه حمله به مادافتاد.دراین میان هارپاگ نقشی عمده بازی کرد.هارپاگ بزرگان ماد را که از نخوت و شدت عمل شاهنشاه ناراضی بودند بر ضد ایشتوویگو(آژی دهاک)شورانید و موفق شد، کوروش را وادار کند بر ضد پادشاه ماد لشکرکشی کند و او را شکست بدهد.با شکست کشور ماد به‌وسیله پارس که کشور دست نشانده و تابع آن بود، پادشاهی ۳۵ سالهایشتوویگو پادشاه ماد به انتها رسید،

اما به گفته هرودوت کوروش به ایشتوویگو آسیبی وارد نیاورد و او را نزد خود نگه داشت. کوروش به این شیوه در ۵۴۶ پادشاهی ماد و ایران را به دست گرفت و خود را پادشاه ایران اعلام نمود.کوروش پس از آنکه ماد و پارس را متحد کرد و خود را شاه ماد و پارس نامید، در حالیکه بابل به او خیانت کرده بود، خردمندانه از قارون، شاه لیدی خواست تا حکومت او را به رسمیت بشناسد و در عوض کوروش نیز سلطنت او را بر لیدی قبول نماید. اما قارون (کرزوس) در کمال کم خردی به جای قبول این پیشنهاد به فکر گسترش مرزهای کشور خود افتاد و به این خاطر با شتاب سپاهیانش را از رود هالسی (قزل‌ایرماق امروزی در کشور ترکیه) که مرز کشوری وی و ماد بود گذراند و کوروش هم با دیدن این حرکت خصمانه، از همدان به سوی لیدی حرکت کرد و دژسارد که آن را تسخیر ناپذیر می‌پنداشتند، با صعود تعدادی از سربازان ایرانی از دیواره‌های آن سقوط کرد و قارون (کروزوس)، شاه لیدی به اسارت ایرانیان درآمد و کوروش مرز کشور خود را به دریای روم و همسایگی یونانیان رسانید. نکته قابل توجه رفتار کوروش پس ازشکست قارون است. کوروش، شاه شکست خورده لیدی را نکشت و تحقیر ننمود، بلکه تا پایان عمر تحت حمایت کوروش زندگی کرد و مردمسارد علی رغم آن که حدود سه ماه لشکریان کوروش را در شرایط جنگی و در حالت محاصره شهر خود معطل کرده بودند، مشمول عفو شدند.

پس از لیدی کوروش نواحی شرقی را یکی پس از دیگری زیر فرمان خود در آورد و به ترتیب گرگان (هیرکانی)، پارت، هریو (هرات)، رخج، مرو، بلخ، زرنگیانا (سیستان) و سوگود (نواحی بین آمودریا و سیردریا) و ثتگوش (شمال غربی هند) را مطیع خود کرد. هدف اصلی کوروش از لشکرکشی به شرق، تأ مین امنیت و تحکیم موقعیت بود وگرنه در سمت شرق ایران آن روزگار، حکومتی که بتواند با کوروش به معارضه بپردازد وجود نداشت. کوروش با زیر فرمان آوردن نواحی شرق ایران، وسعت سرزمین‌های تحت تابعیت خود را دو برابر کرد. حال دیگر پادشاه بابِل از خیانت خود به کوروش و عهد شکنی در حق وی که در اوائل پیروزی او بر ماد انجام داده بود واقعاً پشیمان شده بود. البته ناگفته نماند که یکی از دلایل اصلی ترس «نبونید» پادشاه بابِل، همانا شهرت کوروش به داشتن سجایای اخلاقی و محبوبیت او در نزد مردم بابِل از یک سو و نیز پیش‌بینی‌های پیامبران بنی اسرائیل درباره آزادی قوم یهود به دست کوروش از سوی دیگر بود.

بابل بدون مدافعه در ۲۲ مهرماه سال ۵۳۹ ق.م سقوط کرد و فقط محله شاهی چند روز مقاومت ورزیدند، پادشاه محبوس گردید و کوروش طبق عادت، در کمال آزاد منشی با وی رفتار کرد و در سال بعد (۵۳۸ق.م) هنگامی که او در گذشت عزای ملی اعلام شد و خود کوروش در آن شرکت کرد. با فتح بابل مستعمرات آن یعنی سوریه، فلسطین و فنیقیه نیز سر تسلیم پیش نهادند و به حوزه حکومتی اضافه شدند. رفتار کوروش پس از فتح بابل جایگاه خاصی بین باستان‌شناسان و حتی حقوقدانان دارد. او یهودیان را آزاد کرد و ضمن مسترد داشتن کلیه اموالی که بخت النصر (نبوکد نصر) پادشاه مقتدر بابِل در فتح اورشلیم از هیکل سلیمان به غنیمت گرفته بود، کمک‌های بسیاری از نظر مالی و امکانات به آنان نمود تا بتوانند به اورشلیم بازگردند و دستور بازسازی هیکل سلیمان را صادر کرد و به همین خاطر در بین یهودیان به عنوان منجی معروف گشت که در تاریخ یهود و در تورات ثبت است علاوه بر این به همین دلیل دولت اسرائیل از کوروش قدردانی کرده و یادش را گرامی داشته‌است.

فرزندان

پس از مرگ کورش، فرزند ارشد او کمبوجیه به سلطنت رسید. وی، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه، دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد.{ولی بنا به کتاب سرزمین جاوید از باستانی پاریزی(کمبوجیه به دلیل بی احترامی فرعون به مردم ایران وکشتن 15 ایرانی به مصر حمله کرد که بردیه که در طول جنگ در ایران به سر میبرد برای انکه با کمبوجیه که برادر دوقلوی او بود اشتباه نشود با پنهان کردن خود از مردم به وسیله نقابی از خیانت به برادرش امتناع کرد ولی گویمات مغ با کشتن بردیه و شایعه کشته شدن کمبوجیه و با پوشیدن نقاب بر مردم ایران تا مدت کوتاهی پادشاهی کرد.)} در راه بازگشت کمبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهتی بسیار به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند. کمبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده‌نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت. کورش بجز این دو پسر، دارای سه دختر به نام‌های آتوسا و آرتیستون و مروئه بود که آتوسا بعدها با داریوش اول ازدواج کرد و مادر خشایارشا، پادشاه قدرتمند ایرانی شد

آتوسا دختر کوروش است. داریوش بزرگ با پارمیدا و آتوسا ازدواج کرد که داریوش بزرگ از آتوسا صاحب پسری بنام خشیارشا شد.

آخرین نبرد

کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانی‌تبار سکا که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت می‌پرداختند (و بنابرروایتی ملکه‌شان به نام تهم‌رییش، از ازدواج با کوروش امتناع ورزیده بود), به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانه‌ای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور می‌کردند. (کوروش در استوانه حقوق بشر می‌گوید: هر قومی که نخواهد من پادشاهشان باشم من مبادرت به جنگ با آنها نمیکنم.)این به معنی دمکراسی و حق انتخاب هست. پس نمی‌توان دلیل جنگ کوروش با سکا‌ها را نوعی دلیل شخصی بین ملکه و کوروش دید چون این مخالف دمکراسی کوروش هست. و اما جنگ با سکا به دلیل تعرض سکاها به ایران و غارت مال مردم بود.}. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهم‌رییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما کرزوس امپراتور سابق لیدی که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ درسرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر می‌افتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرد. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمی‌رسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. تهم‌رییش سر بریده کوروش را در ظرفی پر از خون قرار داد و چنین گفت: «تو که با عمری خونخواری سیر نشده‌ای حالا آنقدر خون بنوش تا سیراب شوی» پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب «کوروش در عهد عتیق و قرآن مجید» نوشته دکتر فریدون بدره‌ای و از انتشارات امیر کبیر کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با سکاها جنگیده‌است. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شده‌است..

منشور حقوق بشر کوروش

استوانه کوروش بزرگ، یک استوانهٔ سفالین پخته شده، به تاریخ ۱۸۷۸ میلادی در پی کاوش در محوطهٔ باستانی بابِل کشف شد. در آن کوروش بزرگ رفتار خود با اهالی بابِل را پس از پیروزی بر ایشان توسط ایرانیان شرح داده‌است.

این سند به عنوان «نخستین منشور حقوق بشر» شناخته شده، و به سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آنرا به تمامی زبانهای رسمی سازمان منتشر کرد. نمونهٔ بدلی این استوانه در مقر اصلی سازمان ملل در شهر نیویورک‌ نگهداری می‌شود.

ذوالقرنین

درباره شخصیت ذوالقرنین که در کتابهای آسمانی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان از آن سخن به میان آمده، چندگانگی وجود دارد و این که به واقع ذوالقرنین چه کسی است به طور قطعی مشخص نشده‌است.

کوروش سردودمان هخامنشی، داریوش بزرگ، خشایارشا، اسکندر مقدونی گزینه‌هایی هستند که جهت پیدا شدن ذوالقرنین واقعی درباره آنها بررسی‌هایی انجام شده، اما با توجه به اسناد و مدارک تاریخی و تطبیق آن با آیه‌های قرآن، تورات، و انجیل تنها کوروش بزرگ است که موجه‌ترین دلایل را برای احراز این لقب دارا می‌باشد. شماری از فقهای معاصر شیعه نیز کوروش را ذوالقرنین می‌دانند. آیت الله طباطبایی، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله صانعی از معتقدان این نظر هستند.

و بعد از کوروش کبیر ,جهان و جهانیان تا هم اکنون طعم آرامش و صلح راستین را نچشیدند . و اگر او نبود ما اکنون چگونه بودیم!

کوروش نه تنها افتخار ما ایرانیان و پارسیان است بلکه افتخار بشریت به حساب می آید و هیچ تمدنی در پیکره تاریخ خود چنین اختری را به چشم خودندیده است

در پایان گامی کوچک برای شناخت بیشتر بزرگترین مرد تاریخ انسانیت و عدالت و برابری فیلم مستند در جستجوی کوروش کبیر

+ نوشته شده توسط صادق فرهادی در سه شنبه بیستم اسفند 1387 و ساعت 15:5 |

صعود زمستاني تيم كوهنوردي آب اسپيد سيور به ارتفاعات دنا:

سرپرست برنامه : آقاي فرامرز رئيسيان

شركت كننده گان : آقايان : 1- حاصل 2- امير 3- جابر 4- ذبيح الله 5- محمدرضا 6 - محمود 7- احمد 8- ياسين 9- ياسر 10- مسعود 11- سعيد 12- رحمت الله 13- وحيد 14- سعيد ۱5 – علی اصغـــر 16 - حسین رئيسيان 17- علي دارسنج 18- روح الله دارسنج 19 – محمد خرمروز 20- عقيل شيدا 21 - سجاد داربين 22- سعيد داربين 23-امين اميري 24 – جواد اميري 25- محمد اميري 26- حسام الدين فرهادي 27- صادق فرهادي

زمان حركت ساعت 8 صبح پنج شنبه 19/10/1387 از جلوي مسجد روستا بود ساعت 15/8 در بالاي روستا (گر گردوقره ) به مدت نيم ساعت نرمش و ورزش با همكاري سجاد داربين صورت گرفت . بعد گروه بطور منظم و در يك صف به سمت گردوقره و ده بالا حركت كردند . جلودار گروه آقاي حاصل رئيسيان و گاها آقاي امير رئيسيان از راهنمايان آگاه كوه دنا بودند و سرپرست گروه آقاي فرامرز رئيسيان در انتهاي گروه حركت ميكردند .

ساعت 10 همگي در ده بالا در كنار امامزاده پير طلا بودند چون ايام مرتبط با محرم و سالروز شهادت سرور و سالار شهيدان آقا ابا عبدالله الحسين (ع) و ياران باوفايش بود. و بخاطر خشكسالي سال گذشته و عدم بارش نزولات آسماني در سال جاري تصميم گرفتيم كه در محل جاري شدن آب به سمت باغا ت روستا ( اصطلاحا بنجو ) جمع شويم و زيارت عاشورا و عزاداري نمائيم و در پايان عزاداري جهت بارش نزولات جوي دعا نمائيم .

ساعت 11 پس از پايان زيارت عاشورا و دعا به مدت 40 دقيقه آقايان محمدرضا و فرامرز رئيسيان سخنراني كردند وهدف از تشكيل اين گروه كوهنوري و برنامه هاي آتي گروه و همچنين توصيه هائي را به نفرات تيم نمودند .

لازم به ذكر است كه اين گروه نو پا ميباشد و اولين بار است كه بصورت گروهي اقدام به صعود مينمايند وخیلی از افراد گروه هيچگونه امكانات ورزشي حتی وسایل اولیه کوهنوردی را نداشتند .

بنده نويسنده اين گزارش از ارگانهائيكه متصدي امور فرهنگي و ورزشي هستند تقاضا دارم به اين گروه كمك كنند و اين گروه اگراستمرار داشته باشد و آموزش و فرهنگ سازي صحيح نيز انجام شود ميتوانند نمايندگان و سفيران لايق جهت سازمان محيط زيست و فدراسيون كوهنوردي كشور باشند با حفاظت از محيط زيست دنا و راهنمائي و همكاري با ساير گروه ها كه قصد صعود به دنا را دارند.

بدليل نداشتن امكانات وسرد بودن هوا تعداد زيادي از افراد از ادامه مسير بازماندند و به سمت روستا برگشتند تنها عده كمي به سمت مور و صعود به دو قله كل شيدا و كل بلبل طي طريق نمودند.

ساعت 30/1 دقيقه تنگ ريزك بوديم پس از صرف نهار و اقامه نماز در ساعت 20/2 دقيقه به طرف گردنه تنگ ريزك حركت كرديم چون هيچيك از افراد امكانات شب ماني در كوه اعم از چادر و ... نداشتند مسير حركت خود را به سمت غار مور تغيير داديم ساعت 30/4 دقيقه پس از آوردن آب و هيزم همگي در غار مور جهت شب ماني در آنجا بيتوته كرديم .

فرداي آنروز يعني 20/10/1387 بدليل سردي هوا با تاخير در ساعت 30/8 دقيقه به سمت قله كل شيدا و كل بلبل حركت كرديم .

ساعت 30/10 به چشمه اتابكي رسيديم پس از برداشتن آب به حركت خود ادامه داديم .

بدليل سردي هوا و وزش باد شديد و نداشتن هيچگونه امكانات كوهنوردي(بادگير-كفش مناسب يخ و برف- ...) تصميم به برگشت به سمت روستا از مسير گردنه اتابكي و پاكوب دره كله اي گرفتيم ساعت 30/4 در جاده ده بالائي بوديم و ساعت 40/5 همگي به سلامت به روستا رسيديم .

در پايان از كليه كسانيكه در تشكيل اين گروه كوهنوردي با ما همكاري داشتند مخصوصا از آقاي هيبت الله اميريان مسئول آموزش كانون سبز فارس به خاطر همكاري و آموزش چند نفر از افراد اين گروه كمال تقدير و تشكر را دارم .

+ نوشته شده توسط صادق فرهادی در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 11:58 |
بلديهاي محلي روستاي سيور قادر به صعود تا ارتفاع 4000 متري بدون استفاده از هيچ گونه تجهيزات كوهنوردي مي باشند اين افراد قادر هستد در شرايطي كاملا سخت و دشوار از مسيرهاي عبور كنند كه حتي ارتفاع برف ممكن است به 10 متر هم برسد به همين دليل آنها مجبور هستند كه از لباسهاي استفاده كنند كه داراي حجم و وزن كمي باشد، در زمان استراحت شب را بدون استفاده از كيسه خواب سپري ميكنند. جالب اينكه اكثر اين افراد سني بالاي 50 سال دارند.

از جمله اين افراد:

آقاي بخشعلي رئيسيان          سن حدود 70 سال

آقاي طهمورث رئيسيان         سن حدود 70 سال

آقاي محمد علي رئيسيان        سن حدود 55 سال

آقاي امير رئيسيان            سن حدود 50 سال

آقاي احمد رئيسيان            سن حدود 30 سال

آقاي فرامرز رئيسيان         سن حدود 30 سال

آقاي ذبيح رئيسيان           سن حدود 30 سال

آقا ذبيح الله رئيسيان         سن حدود 45 سال

آقاي حسين رئيسيان            سن حدود 28 سال

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 15:38 |

در60 کیلومتری جنوب شهرستان سمیرم واقع در استان اصفهان روستای سیور برافراشته بر حاشیه شمالی کوهپایه ای دنا از غرب به منطقه چال خرسی، از جنوب به قله دنا ( حوض دال) و از شرق به دره گچ  و از شمال به رودخانه ماربر و کاسه رود مشرف می باشد و به دليل اينكه داراي شرايط خاص زيست محيطي است جزء مناطق حفاظت شده مي باشد.

جمعیت ساکن روستا حدود 2200 نفر با تعداد 400 خانوار می باشد، که بیشتر مردم به کار کشاورزی و دامپروری و زنبور داری مشغول اند که البته تعداد بسیار زیادی از خانواده های ساکن روستا به دلایل مختلف از جمله کار، تحصیل به شهرهای کوچک و بزرگ مهاجرت کرده اند ولی با این وجود مهاجر دائم نداشته و بیشتر مهاجرین در روستا دارای خانه مسکونی و زمین زراعی هستند.بافت ساخت و ساز بیشتر منازل تا چند سال پیش به صورت سنتی و خشت و گل بوده که به دلیل منطقه زلزله خیز بافت آن تغییر اساسی نموده و به صورت استاندارهای روز درآمده ولی مرکز روستا توانسته بافت قدیمی خود را تا حد زیادی حفظ کند.

روستای سیور دارای گونه های زیاد درختان میوه، غلات، حبوبات، تره بار، صیفی جات است ولی عمده درآمد مردم باغات سیب آن که از نظر کیفیت جزء بهترین ها بوده و بیشتر مجصولات سیب آن صادر می گردد ولی متاسفانه به دلیل نبود سردخانه و صنایع بسته بندی سود حاصل از این باغات سیب بیشتر نصیب دلال ها  میشود.

از جمله درختان میوه می توان سیب ( قرمز- گلاب- طلایی و..) گردو، بادام، گلابی، انگور، هلو، توت قرمز، آلوزرد، زرد آلو، گیلاس، آلبالو، سیب دره ای( ترش و شیرین)، و انواع درختان میوه بومی روستا را نام برد، خاک روستای سیور به دلیل مرغوب بودن مناسب کشت تمام محصولات سرد سیری و نیز شالیزارهای برنج می باشد.

زنبور داری یکی از راههای کسب درآمد روستائیان می باشد مراتع گل و گیاه سیور که عمده آن پوشیده از انواع گونه های گون و آویشن می باشد بهترین محل برای پرورش زنبور عسل بوده که البته بیشتر محلهای نگهداری و پرورش کندوها دامنه شمالی قلل در نزدیکی حوض دال است.

دامپروری در مقیاس کم در روستا وجود دارد که عمده درآمد آنها از فروش دامهای خود در فصول بهار و تابستان است، البته گوشت خانواده ها از خود روستا تامین میگردد.

پیشینه تاریخی: متاسفانه تاریخ دقیقی راجع به پیدایش روستا وجود ندارد ولی از داستانهای که سینه به سینه منتقل شده مشخص شده که این روستا چندین بار در مکانها ی دیگر نزدیک به مکان فعلی بنا گشته که بر اثر سیل و زلزله به کلی از بین رفته و فقط آثار این بنا ها در مزارع و باغات به وفور به چشم می خورد ولی ازروی سنگ نوشته های قبرستانهای آن می توان حدس زد که قدمت آن بیش از 1500 سال می باشد ،روستای سیور دارای آثار تاریخی قدیمی می باشد ولی متاسفانه به دلیل وجود مزارع و باغات درمحل های باستانی این آثار به کلی از بین رفته ولی تا حدودی می توان دیواره قلعه های ساخته شده برای جلوگیری از هجوم اقوام بیگانه را در بعضی نقاط حس کرد.

گونه های گیاهی و جانوری دنا:

از ميان گونه هاي گياهي دنا 186 گونه داراي كاربرد درماني و طب، 111 گونه خوراكي، 78 گونه در رنگ سازي، 322 گونه زينتي، 40 گونه صمغ دار، 25 گونه ادويه، 50 گونه درخت و درختچه ميوه وحشي، 12 گونه روغني، 82 گونه اسانس و معطر، 74 گونه بهداشتي و شوينده، 43 گونه داراي كاربرد در صنايع دستي، 49 گونه كاربرد در صنايع مختلف، 800 گونه مرتعي و 100 گونه تقويت كننده خاك و 329 گونه جلوگيري كننده از فرسايش خاك ميباشد.

گونه های جانوری منطقه دنا خاص آب و هوا و مراتع این بهشت گمشده می باشد که بعضی از این گونه ها بر اثر شکار بی رویه به کلی نابود شده و فقط می توان آنها را در عکسهای بی جان مشاهده کرد از جمله گونه پستاندارن آن می توان بزو کل، میش و قوچ ( نسل آن به کلی از بین رفته)، پلنگ و یوزپلنگ، خرس سیاه- قهوای وسفید، گرگ ، شغال، کفتار، گراز، روباه، گورکن، سمور، جوجه تیغی و... نام برد و از گونه پرندگان کبک و کبک دری، کبوتر، قرقی و عقاب، پرنده زنبورخوار، سار، کلاغ نوک قرمز، دال((کرکس)  نسل آن به کلی از بین رفته)، و صدها گونه بومی دیگر که در این بهشت گمشده وجود دارند ولی متاسفانه هنوز پژوهش و تحقیقات کاملی در این مورد و زیستگاه های حیات وحش آن صورت نگرفته است، لازم به توضیح است که در 5 کیلومتری شمال روستا 2 رودخانه ماربر و کاسه رود قرار دارد که از منابع تامین ماهی مورد نیاز و آب کشاورزی اهالی روستا می باشد.

مکانهای تفریحی:

روستای سیور دارای پتانسیل بسیار بالای گردشگری و توریستی می باشد که از جمله مکانهای دیدنی و گردشگری آن می توان از تنگ بالا، حوض دل، تنگ رزک، مور، خا راشتر، اتابکی، نعنا دون، بالا زیری ،سهران رو، خرسان بزرگ و كوچك ، آب اسپيد، قلات بزي، ده بالا و آبشار فصلی گود نسه،چشمه كهريز دره باغ وحاشیه رودخانه زیبای ماربرو ... می توان نام برد.

 

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در جمعه هفدهم آبان 1387 و ساعت 0:14 |



+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در جمعه دهم آبان 1387 و ساعت 12:15 |

به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد 

عشق از زبان بچه های 4 تا 8 ساله :

                    

                           

گروه متخصص و محققی در یک تحقیق سوالی را از گروهی کودک خردسال پرسیده بودند که پاسخهایی که بچه ها دادند عمیق ترو متفکرانه تر از تصورات بود .
سوال این بود

معنی عشق چیست؟

 

نظر شما راجع به جوابهای بچه ها چیست؟

 

وقتی کسی شما رو دوست داره ، اسم شما رو متفاوت از بقیه می گه . وقتی اون شما رو صدا می کنه احساس می کنی که اسمت از جای مطمئنی به زبون آورده شده. بیلی - 4 ساله

 

مادر بزرگ من از وقتی آرتروز گرفته نمی تونه خم بشه و ناخن هاش رو لاک بزنه پدر بزرگم همیشه این کار رو براش می کنه حتی حالا که دستهاش آرتروز گرفتن ، این عشقه. زبکا - 8 ساله

 

 عشق موقعیکه دختره عطر می زنه و پسره هم ادکلون، و دو تایی می رن بیرون تا همدیگر رو بو کنن. کارل -5 ساله

                 

عشق وقتیه که شما برای غذا خوردن می رین بیرون و بیشتر سیب زمینی سرخ شده خودتون رو می دهید به دوستتون بدون اینکه از اون انتظار داشته باشید که کمی از غذای خودشو بده به شما. کریستی - 6 ساله

عشق یعنی وقتی که مامان من برای بابام قهوه درست می کنه و قبل از اینکه بدش به بابا امتحانش می کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه. دنی - 7 ساله

 

عشق اون چیزیه که لبخند رو وقتی که خسته ای به لبت میاره . تری - 4 ساله

عشق وقتیه که شما همش همدیگه رو می بوسید بعد وقتی از بوسیدن خسته شدید هنوز دوست دارید با هم باشید پس بیشتر با هم حرف می زنید. مامان و بابای من دقیقا اینجورین. امیلی - 8 ساله

عشق همون باز کردن کادوهای کریسمسه به شرطی که یه لحظه دست نگه داری و فقط با دقت گوش کنی. بابی - 7 ساله

 

اگه می خواهی دوست داشتن رو بهتر یاد بگیری ، باید از دوستی که بیشتر از همه ازش متنفری شروع کنی. نیکا 7 - ساله

 

عشق اون موقعس که تو به پسره می گی که از تی شرتش خوشت اومده ، بعد اون هر روز می پوشتش. نوئل - 7 ساله

عشق مثل یه پیرزن کوچولو و یه پیرمرد کوچولو می مونه که هنوز با هم دوست هستن حتی بعد از اینکه همدیگر رو خیلی خوب می شناسن. تامی - 6 ساله

 

موقع تکنوازی پیانو ، من تنهایی روی سن بودم و خیلی هم ترسیده بودم . به تمام مردمی که منو نگاه می کردن نگاه کردم و بابام رو دیدم که وول می خوره و لبخند می زد اون تنها کسی بود که این کار رو می کرد. من دیگه نترسیدم. کیندی 8 - ساله

مامانم منو بیشتر از هر کس دیگه ای دوست داره چون هیچ کس دیگه ای شبها منو نمی بوسه تا خوابم ببره. کلر - 6 ساله

 

عشق اون موقعی هست که مامان بهترین تیکه مرغ رو میده به بابا. الین - 5 ساله

عشق زمانیه که مامان، بابا رو خندان می بینه و بهش میگه که هنوز هم از رابرت ردفورد خوش تیپ تره. کریس - 7 ساله

                      

                 

عشق وقتیه که سگت می پره بقلت و صورتت رو لیس می زنه حتی اگر تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشی. مری آن- 4 ساله

می دونم که خواهر بزرگترم منو خیلی دوست داره بخاطر اینکه تمام لباسهای قدیمی خودشو می ده به من و خودش مجبور می شه بره بیرون تا لباسهای جدید بگیره. لورن - 4 ساله

وقتی شما کسی رو دوست دارید موقع حرکت از مژه هاتون ستاره های کوچولویی خارج می شن. کارل - 7 ساله

 

دوست داشتن اون وقتی هست که مامان صدای بابا رو موقع دستشویی می شنود ولی بنظرش چندش آور نمیآد. مارک - 6 ساله

و بالاخره آخریش ؛ تو رقابتی که هدفش پیدا کردن مسئول ترین بچه بوده ، پسر بچه 4 ساله ای برنده می شه . همسایه دیوار به دیوار این آقا پسر یک مرد مسن یود. این آقا به تازگی همسر خودشون رو از دسته داده بودند. پسر بچه وقتی پیرمرد رو تنها در حال گریه کردن دیده بوده به حیاط خانه پیرمرد وارد می شه و می پره بقلش و همونجا می مونه، وقتی مادرش ازش می پرسه که چی کار کردی؟ میگه که هیچی من فقط کمکش کردم تا راحت تر گریه کنه

+ نوشته شده توسط صادق فرهادی در جمعه پنجم مهر 1387 و ساعت 14:12 |

 

بیلی ماير پير مرد مسن و کشاورز سويسی در ميان يوفولوژيست ها از شهرت زيادی برخودار است. ادعای وی اين است که از زمان کودکی تا بحال بيش از ۲۵۰ بار با موجودات فرازمينی از ستارگان پلياد (خوشه پروين) ديدار و گفتگو کرده است. که اوج این تماس ها در دهه ۷۰ میلادی بوده است. در ميان تمام کسانی که ادعای ارتباط با موجودات فرازمينی را می کنند بيلی ماير از جايگاه ويژه ای برخوردار است. زيرا وی برای صحت ادعای خويش عکسها و فیلمهای بسيار شفافی از بشقاب پرنده ها گرفته است. که به گفته خودش اين اجازه را موجودات فرازمينی به او داده اند. عکسها و فيلم ها و نوارهايی که حاوی صداهای بشقاب پرنده هاست همه توسط دانشمندان زيادی مورد ازمايش قرار گرفته که اثری از حیله و نیرنگ در انها ديده نشده است. همچنين او فلزاتی را از طرف فرازمينی ها به دانشمندان اهدا کرده است که در کره زمين يافت نميشوند.

خبر جدید: 

 سازمان National Geographic در تاریخ ژانويه  ۲۰۰۲ در  مجله خود صحت يکی از ادعای بيلی ماير را که حدود ۳۰ سال پيش (دهه ۷۰) مطرح شده بود تاييد کرد! بيلی ماير بيش از سی سال پيش ادعا کرده بود که موجودات فرازمينی به او گفته اند که قله اورست مرتفع ترين کوه در کره زمين نيست! وی در یکی از نوشته های قدیمی خود اورده که موجودات فرازمینی به او گفته اند که قله چیمبورازو ( Chimborazo )در اکوادور ۲۱۵۰ متر از قله اورست بلند تر  است.برای اينکه کره زمين کاملا گرد نيست و برای همين (ارتفاع از سطح دريا) مقياس درستی برای اندازه گيری ارتفاع کوه ها نيست! National Geographic در ادامه توضيح میدهد که اخیرا دانشمندان متوجه شده اند چرخش زمين به دور خود باعث شده که سطح زمين کاملا يکدست و اصطلاحا کروی نباشد. بنابر اين اگر ارتفاع کوه ها را نسبت به مرکز زمين بسنجیم کوه چیمبورازو ۲۲۰۰ متر بلند تر از اورست است! اما اگر مبنای اندازه گیری را سطح دریا اختیار کنیم در ان صورت قله اورست ۲۵۴۰ متر از چیمبورازو بلند تر است. پس در حقیقت نه اورست بلکه چیمبورازو (بلند ترین نقطه) روی زمین است. اين نکته را بايد ياد اور شد که چگونه يک کشاورز ساده سويسی که تحصيلات عالی نيز ندارد سالها پيش چنين ادعايی را مطرح ساخته که اکنون دانشمندان به صحت ان پی برده اند؟!

           

کوه اورست : فاصله قله تا مرکز زمین      : ۶.۳۸۲.۲۵۰ متر

کوه چیمبورازو : فاصله قله تا مرکز زمین   : ۸.۳۸۴.۴۵۰ متر

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 22:55 |

قله دنا:

دِنا بلندترین قله رشته کوه‌های زاگرس در غرب ایران است به وسعت 2200 کیلومتر مربع در 40 کیلومتری شمال غربی شهر یاسوج در شهر سی سخت جای گرفته است و داراي ۴۴قله بالاي چهار هزار متر ميباشد شهرستانی که این قله در آن قرار دارد نیز شهرستان دنا نام دارد
دنا یکی از عجیب ترین کوه ها ميباشد . صعود به این کوه مثل خواندن یک رمان جذاب است . این کوه خط الراسی ست به طول ۷۰ کیلومتر که حدود 44 قله بالای ۴۰۰۰ متر بر روی آن قرار دارد و از سمت جنوب به قله زیبا و تنهای " پازن پیر " (پازن نام نوعی بز کوهیست ) پازن پیر شرقی ترین قله دنا منتهی میشود که قسمت صخره ای و غیر قابل نفوذش مشرف به شهر یاسوج است . غربی ترین قله رشته کوه دنا کل قدویس به ارتفاع 4341 مترميباشد
این منطقه ییلاق عشایر قشقایی است که در بهاروتابستان به اینجا کوچ می کنند و پاییزوزمستان را در دشت های گرم فارس و خوزستان به سر میبرند .نام گذاری قله ها و مسیر ها و چشمه های این کوهستان تاحدود زیادی زیر تاثیر فرهنگ عشایر قشقایی است ، و در بین این عشایر متون حماسی جایگاه ویژه ای دارند و بر طبق سنت تاریخی بسیاری از مفاهیم اخلاقی و تربیتی و اجتماعی خود را از این طریق منتقل می کنند. برای اینان حماسه یک مجموعه داستان ادبی که برای سرگرمی و در جشن ها و ... استفاده شود نیست ، که خود تاریخ است . و این را از نحوه نام گذاری این کوهستان به راحتی می توان حس کرد . در قسمت جنوبی این رشته کوه راهی وجود دارد که آبادی "سی سخت " را به آبادی " خفر " در آن طرف کوه میرساند و به راه "پادنا " معروف است .این مسیر کوهستانی و سخت تنها راهی ست که بین این دو آبادی وجود دارد و از دره ها و صخره های زیادی عبور می کند. نامگذاری این مسیر بر اساس روایت قشقاییها از داستان کی خسرو و فراز رفتن او به آسمان است . اینان رد پای کی خسرو و همراهانش را گام به گام در کوه و دره و غار و چشمه و ... دنبال می کنند .همانند یک رویداد تاریخی
بارش سالانه در این قله از ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ میلی‌متر است و رودهای چندی نیز از آن سرچشمه می‌گیرند.از میان رودخانه‌هایی که از این قله سرچشمه می‌گیرند می‌توان از ریگان، ماربر، میریان، کوه گل، سریس، تیزاب و دزکرد نام برد. ماربر،ریگان،تل گردل و رود قر از دانمه های شمالی و رودهای آب زا ، بن رو،کهگول ،سریس، مهریان،تیز آب و رود دزکرد از دامنه های شرقي این کوه سرچشمه می گیرد
.
دامنه های جنوبی و جنوب غربي این کوهستان تا دره رودخانه بشار گسترده شده و دامنه های شمالی به دره رودخانه ماربر متصل می گردد و دامنه غربي به رودخانه خرسان یا تنگ اندوهی محدود می شود و دامنه های شرقي به رود مهریان و سرچشمه های رود ماربر و راه اتومبیل رو یاسوج و مناطق مورسیب ،جدول نو و دزکرد منتهی می گردد
كوه‌هاي بلند زيباترين، تماشايي‌ترين و باهيبت‌ترين تجلي دستگاه آفرينش به‌شمار مي‌روند؛ كوه دنا و شهرستان دنا به‌دليل ارزش‌هاي متعدد، كوهستاني بودن و وجود عشاير زياد در دامنه‌هاي آن، اهميت ويژه‌اي براي مردم استان و كشور دارد. «سي سخت» در دامنه های دنا در 36 كيلومتري مركز استان مانند نگيني سبز بر دامنه‌ي این رشته كوه است كه آب و هواي بسيار مطبوع و معتدل كوهستاني دارد و در ميان كوه‌هاي سر به فلك كشيده، چشمه‌ها، آبشارها، باغ‌هاي انگور و گردو و سيب دارد. شهرستان دنا 63 آبادي دارد كه 51 آبادي در قسمت جنوبي و 12 آبادي در قسمت شمالي آن واقع شده‌اند.
قلل مركزي دنا: مهمترين قلل مركزي دنا عبارتند از: لوكوره هاي مركزي و جنوبي, كل گردل, موروگل, قاش مستان, برج آسماني و ماش. بلندترين قله كوه دنا قله قاش مستان, با ارتفاع 4448 است. تمام اين قلل را مي توان از روستاي خفر صعود كرد. جاده أي آسفالته به طول 70 كيلومتر اين روستا را به سميرم وصل مي كند. تنها جان پناه جبهه شمالي قلل دنا در بالا دست اين روستا قرار دارد از مبدأ روستاي خفر بسته به اين كه به كدام يك از قلل مركزي فوق بخواهيم صعود كنيم مسيرهاي متعددي وجود دارد.
مهمترين مسير همان مسير مالروئي است كه از تنگ قاش مستان به محلي به نام تله دژ مي رود كه جان پناه در آن قرار دارد. راه سپس وارد تنگ موروگل شده پس از عبور از روي يخچال موروگل درگردنه موروگل به ارتفاع 4175 متر به خط الرأس اصلي مي رسد. قله موروگل به ارتفاع 4420 متر در سمت راست و قله قاش مستان به ارتفاع 4448 متر در سمت چپ گردنه موروگل واقعند. ادامه خط الرأس از موروگل به سمت شمال غرب ما را به رشته تل گردل و سپس به رشته كوه لوكوره وقلل مختلف آن مي رساند و از قله لوكوره مركزي با پيمودن يك بريدگي مي توان به قله لوكوره غربي رفت كه در حد فاصل قلل مركزي و قلل شمالي است, ادامه خط الرأس از قله قاش مستان به سمت جنوب شرقي ما را به قلل برج آسماني و ماش مي رساند. البته از مبدأ خفر دست يابي سريع به لوكوره ها و قله كل گردل امكان پذير است. براي اين كار بايد به جاي تنگ قاش مستان از راه مالروئي كه به موازات رودخانه خفر وجود دارد استفاده كرد و در خلاف جهت آب پيش رفت. اين دره سپس به دره هاي فرعي ديگري منشعب مي شود كه يكي از آنها دره لوكوره است كه مستقيمأ به سمت لوكوره مركزي پيش مي رود و ديگري تله گردل است كه در انتهاي خويش ما را بر خط الرأس سوار كرده سريعأ به قله كل گردل مي رساند. همچنين از مبدأ خفر دست يابي به قلل برج آسماني و ماش سريع تر صورت مي گيرد. براي اين كار بايد از راه مالروئي استفاده كرد كه ابتدا وارد تنگ قبله شده و سپس وارد تنگ زيباي دناسا مي شود. اين راه در نهايت پس از عبور از يخچالهاي زيبا به گردنه دناسا رسيده سوا رخط الرأس اصلي مي شود. سمت راست گردنه قله برج آسماني به ارتفاع 4435 متر و سمت چپ آن قله ماش به ارتفاع 4400 متر قراردارد .ك از مبدأ روستاي خفر بسته به اين كه به كدام يك از قلل مركزي فوق بخواهيم صعود كنيم مسيرهاي متعددي وجود دارد. مهمترين مسير همان مسير مالروئي است كه از تنگ قاش مستان به محلي به نام تله دژ مي رود كه جان پناه در آن قرار دارد. راه سپس وارد تنگ موروگل شده پس از عبور از روي يخچال موروگل در گردنه موروگل به ارتفاع 4175 متر به خط الرأس اصلي مي رسد. قله موروگل به ارتفاع 4420 متر در سمت راست و قله قاش مستان به ارتفاع4448 متر در سمت چپ گردنه موروگل واقعند. ادامه خط الرأس از موروگل به سمت شمال غرب ما را به رشته تل گردل و سپس به رشته كوه لوكوره و قلل مختلف آن مي رساند و از قله لوكوره مركزي با پيمودن يك بريدگي مي توان به قله لوكوره غربي رفت كه در حد فاصل قلل مركزي و قلل شمالي است، ادامه خط الرأس از قله قاش مستان به سمت جنوب شرقي ما را به قلل برج آسماني و ماش مي رساند. البته از مبدأ خفر دست يابي سريع به لوكوره ها و قله كل گردل امكان پذير است. براي اين كار بايد به جاي تنگ قاش مستان از راه مالروئي كه به موازات رودخانه خفر وجود دارد استفاده كرد و در خلاف جهت آب پيش رفت. اين دره سپس به دره هاي فرعي ديگري منشعب مي شود كه يكي از آنها دره لوكوره است كه مستقيماً به سمت لوكوره مركزي پيش مي رود و ديگري تله گردل است كه در انتهاي خويش ما را بر خط الرأس سوار كرده سريعاً به قله كل گردل مي رساند. همچنين از مبدأ خفر دست يابي به قلل برج آسماني و ماش سريع تر صورت مي گيرد. براي اين كار بايد از راه مالروئي استفاده كرد كه ابتدا وارد تنگ قبله شده و سپس وارد تنگ زيباي دناسا مي شود. اين راه در نهايت پس از عبور از يخچالهاي زيبا به گردنه دناسا رسيده سوار خط الرأس اصلي مي شود. سمت راست گردنه قله برج آسماني به ارتفاع 4435 متر و سمت چپ آن قله ماش به ارتفاع 4400 متر قرار دارد
رشته كوه دنا كه در شهرستان دنا است، با ارتفاع چهارهزار و 448 متر، 44 قله‌ي شناسايي‌شده با ارتفاع بالاي چهارهزار متر دارد كه از جمله‌ي آن‌ها به «فاش مستان» يا «بيژن سه» با ارتفاع چهارهزار و 448 متر، «مورگل» با ارتفاع چهارهزار و 425 متر، «قزل قله» با چهارهزار و 378 متر و «برج آسماني» يا «بيژن دو» با ارتفاع چهارهزار و 350 متر مي‌توان اشاره كرد كه به ترتيب بلندترين قله‌هاي اين رشته كوه به‌شمار مي‌آيند. به‌عنوان كم‌ارتفاع‌ترين قله‌ي اين كوه نيز از «گل فرهاد» با ارتفاع چهارهزار و 40 متر مي‌توان نام برد.
شهر باستاني دينار از آثار به‌جا مانده از دوره‌ي ساساني در اين شهرستان است؛ اين شهر باستاني منطقه‌اي بسيار وسيع در زير ديواره‌ي جنوب غربي در بويراحمد سفلي است كه اكنون به‌شكل مخروبه درآمده است و اهالي روستاهاي اطراف آن از ساروج‌ها و سنگ‌هاي آن براي ساختمان استفاده مي‌كنند.

از نظر تنوع زيستي، اين شهرستان در نوع خود در كشور و حتي در جهان بي‌نظير است كه از تعداد تيره‌هاي شناسايي‌شده در اين شهرستان حدود 90 تيره از 150 تيره گياهي كشور 360 تيره گياهي جهان هستند؛ اين در حالي است كه كوه دنا به تنهايي حدود 60 درصد تيره‌هاي گياهي كشور و 25 درصد تعداد كل تيره‌هاي گياهي جهان را دارد.
از جمله‌ي درختان جنگلي اين منطقه از بلوط، ارزن، بادام وحشي، گلابي وحشي، بيد و پوشش علفي و بوته‌يي شامل گون، علف پشمكي، جو وحشي، پياز كوهي و ريحان كوهي مي‌توان نام برد. از طبیعت و پوشش گیاهی و گونه های جانوری آن دیار که بحث مفصلی است . فقط همین قدر بدانيد كه منطقه حفاظت شده دنا یکی از غنی ترین منابع گیاهان داروئی و غیر داروئی کشور است و منطقه کهگیلویه و دامنه های زیبای دنا سرشار از جاذبه های طبیعی است که برای دیدن آنها لازم است چند روزی را در آنجا بمانيد .

حيات وحش اين منطقه نيز در گذشته غني بوده و تنوع وحوش در كليه‌ي مناطق دنا كاملا مشهود بوده است ولي در چند سال گذشته به‌دليل افزايش جمعيت، سلاح‌هاي غيرمجاز، توسعه‌ي راه‌ها و شكار و صيد بي‌رويه، جمعيت وحوش در اين منطقه تا حد زيادي كاهش يافته است.

كوه دنا سه غار دنگزلو، نول، غار يخ و چشمه‌هاي زيادي دارد كه از جمله‌ي آن‌ها به چشمه‌ي ميشي، شرنيك و اسپيد به‌عنوان مهم‌ترين چشمه‌هاي آن مي‌توان اشاره كرد.

لرستان ، به عنوان زیستگاه قوم پاک و اصیل ایرانی لر از دیرباز با نامها و عناوین متعددی تقسیم بندی شده است ، در اغلب منابع تاریخی از قلمرو لر بزرگ به نام لرستان و از استان لرستان و ایلام امروزی به عنوان لر کوچک یاد میشده است. بعد از دوره صفویه لر بزرگ بیشتر با نامهای بختیاری ، ارگان و کهگیلویه ، بویر احمد ، ممسنی و.. خوانده شده است.
برای رفتن به یاسوج می توان از استان خوزستان از راه بهبهان و از استان فارس از راه شیراز و یا اقلید و از استان چهار محال و بختیاری از راه لردگان و از استان اصفهان از راه سمیرم استفاده کرد.

جان پناه شمالی دنا: اين جان پناه در دامنه هاي شمالي قلل مركزي دنا در محلي به نام تل دژ، در ارتفاع 3000 متري بنا شده است. قلل 4450 متري قاش مستان و 4420 متري موروگل كه از مهمترين قلل مركزي دنا مي باشند، مشرف بر اين جانپناه هستند. با حدود 3 ساعت راهپيمايي از مركز روستاي خفر مي توان به اين جانپناه رسيد. اين جانپناه به همت هيأت كوهنوردي استان اصفهان در سال 1373 ساخته شده و عمدتاً براي صعود زمستاني مورد استقاده كوهنوردان قرار مي گيرد. ساختمان اين پناهگاه نيز فلزي دو جداره با عايق پشم شيشه و با سقف مدور و نماي بيروني نيم استوانه است. به علت برف گير بودن منطقه اين جانپناه در محلي ساخته شده كه معمولاً بادگير است با اين هدف كه زمستانها در زير برف مدفون نشود. تجربه چند زمستان گذشته نشان داده كه اين تدبير كارساز بوده اگر چه كوهنورداني كه در كنار جانپناه چادر مي زنند معمولاً از شدت باد در عذابند! از نظر گنجايش تا 10 نفر كوهنورد مي توانند در اين جانپناه بيتوته كنند.

جان پناه جنوبي دنا: اين جان پناه در دامنه هاي شمالي قلل مركزي دنا در منطقه حوض دال در ارتفاع ۳۸۱۰ متری قرار دارد . (حوض دال) این کوه در نزدیکی شهر سی سخت و در استان کهگیلویه و بویراحمد میباشد برای صعود به این کوه بیشتر از مسیر «گردنه سیچانی» و یا مسیر «بزکش» حرکت می کنند
صعود به قله حوض دال یک برنامه یک روزه است و باید شب پیش از صعود را حتی الامکان در دامنه کوه گذراند (البته در چادر) که بهتر است این محل در یک مسیری که به گردنه بیژن موسوم است باشد. این مسیر یک جاده خاکی است که سی سخت را به منطقه ای به نام «پادنا» از توابع سمیرم مرتبط می کند. کوه دنا مرز استانهای کهگیلویه و بویراحمد و اصفهان است. فکر می کـنم مناسب ترین محل در این مسـیر محلی است به نـام «چشمه میشی» که محل خوبي برای اقامت شب پیش ازصعود مي باشد.
ارتفاع نقطه شروع در حدود ۲۸۰۰ متر از سطح دریا ميباشد
.
در مسیر صعود یک چشمه به نام «چشمه سیچانی» در ارتفاع ۳۶۶۰ متری قرار دارد
.

ارتفاع قله حوض دال را در نقشه ها ۴۲۵۰ متر نوشته اند وليGPS ۴۳۲۵ متر نشان ميدهد .
در نزدیکی قله مسیر دارای شیب تند و پوشیده از سنگریزه(شن اسکی) است . مدت زمان صعود ۸ ساعت بطور معمول است .
قله برف کرمو یکی از قلل رشته کوه دنا و در شمال شهر سی سخت مرکز شهرستان دنا واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد می باشد. ارتفاع این قله 4100 متر از سطح دریاست . مبدأ صعود بالای گردنه بیژن بود.

قله حوض دال4250متر استان کهگیلویه و بویراحمد دنا

کُه دٍنانٍه بکنُم خاکِ سٍه ببیزُم مٍشک و عنبرٍس کُنُم سی زُلف عزیزُم

مسير صعود

مدت در صعود (آهسته به روز)

مدت در صعود (سرعتي به روز)

بهترين مبدا
صعود

ارتفاع (متر)

نام قله

رديف

آب نهر - خطير سوخته - آب اسپيد - دشت گرگي - قله

2/5

1/5

آب نهر ياسوج

4280

پازن پير

1

روستاي نقل - تنگ رمبسه - قله

2

1

روستاي نقل پادنا

4200

رمبسه

2

نقل - تنگ تاپو - قله

2

1

روستاي نقل پادنا

4150

تاپو

3

تنگ گنجه اي - قاش سرخ - گردنه تلاش

2

1

روستاي گنجه اي ياسوج

4100

قاش سرخ

4

تنگ كهگول سيسخت - گردنه برباز - گردنه نول

2

1

سي سخت

4100

نول جنوبي

5

كهگول سي سخت - گردنه برباز - گردنه نول

2

1

سي سخت

4150

نول شمالي

6

تنگ كهگول - تنگ نول - گردنه نول - قله

1/5

1

سي سخت

4190

كل خرمن

7

گردنه بيژن - تنگ برف كرمو

1/5

1

سي سخت

4050

نمك

8

گردنه بيژن - تنگ برف كرمو

1/5

1

سي سخت

4100

برف كرمو

9

گردنه بيژن - چشمه چكنم - رمه چري - قله

2

1

سي سخت

4000

برد آتش

10

گردنه بيژن - تنگ سي چاني - قله

1/5

1

سي سخت

4100

سي چاني

11

گردنه بيژن - تنگ سي چاني - پناهگاه چشمه پونه - قله

1/5

1

سي سخت

4250

حوض دال

12

تنگ بزكش - پناهگاه چشمه پونه - قله حوض دال - قله

1/5

1

سي سخت

4150

حرا

13

تنگ بزكش - پناهگاه چشمه پونه - قله حوض دال - قله

2

1

سي سخت

4150

كرسمي غربي

14

تنگ بزكش - پناهگاه چشمه پونه - قله حوض دال - قله

1/5

1

سي سخت

4170

كرسمي شرقي

15

گردنه بيژن - تنگ سي چاني - خط الراس حوض دال - قله

1/5

1

سي سخت

4300

بيژن 1 (ماش)

16

منطقه كپيري - تنگ حرا - قله

2

1

4200

كپيري

17

راه پيچاپيچ - منطقه آسماني - تنگ فراخ

2

1

سي سخت

4370

بيژن 2 (برج آسماني)

18

تنگ كيخسرو - تنوره جنوبي - قله

2

1

خفر پادنا

4300

قزل قله

19

تنگ كيخسرو - يال شمال غربي - قله

2

1

خفر

4270

هرم

20

تنگ كيخسرو - قله

2

1

خفر

4050

قبله

21

پناهگاه - چال سبز - يال شمالي قله

1/5

1

خفر

4050

كيخسرو

22

تنگ كيخسرو - خط الراس - قله

1/5

1

خفر

4250

بن رود

23

پناهگاه شمالي - تنگ قاچ مستان - گردنه مورگل - قله

1/5

1

خفر

4412

بيژن 3 (قاچ مستان)

24

تنگ آبشار - تنگ مورگل - قله

2

1

خفر

4400

مورگل

25

تنگ آبشار - تنگ پونه - قله

1/5

1

خفر

4300

مورگل غربي (پازنك)

26

تنگ ابشار - تنگ مورگل - قله

1/5

1

خفر

4050

مورگل شمالي

27

تنگ آبشار - تنگ پونه - قله

2

1

خفر

4200

كل گردل

28

تنگ آبشار - تنگ پونه - كاسه فخر - قله

2

1

خفر

4200

تل گردل

29

تنگ آبشار - تنگ پونه - يال شمال غربي - كاسه خفر - قله

2

1

خفر

4250

لوكوره

30

تنگ آبشار - تنگ گينه دون - گردنه پونك شرقي - قله

2

1

خفر

4370

پوتك (لوكوره مركزي)

31

چشمه دورزنون - يال شمالي - قله

1/5

1

خفر

4050

حوض دال شمالي

32

چشمه - يال رمه چري - قله

1/5

1

خفر

4070

آب اسپيد (كل اسپيد)

33

چشمه - يال رمه چري - قله

1/5

1

خفر

4100

كل اسد (اهرام لوكوره)

34

تنگ رود قر - چشمه آب اسپيد - چشمه حوض دال - قله

2

1

سيور

4250

قلات بزي

35

تنگ رود قر - تنگ خرسان - قله

2

1

سيور

4200

ايستگاه

36

تنگ شهيدان - تنگ فرداي قيامت - قله

2

1

سيور

4170

آب سپاه

37

تنگ رود قر - تنگ خرسان - قله

2

1

سيور

4250

كل چال ولي

38

تنگ رود قر - تنگ لاي نخود - قله

2

1/5

سيور

4200

كل نقره اي

39

تنگ رود قر - تنگ لاي نخود - قله

2

1

سيور

4250

كل شيدا

40

تنگ رود قر - تنگ لاي نخود - قله

2

1

سيور

4200

كل بلبل

41

تنگ اتابكي - گردنه اتابكي - قله

2

1

آب ملخ

4280

كل قدويس

42

آخرين قدمها تا رسيدن به قله ؛ قله حوض دال ؛ قلل مرکزی سلسله دنا

برفچالهای قله سيچانی ؛ قلل مرکزی سلسله دنا ؛ استان کهکيلويه و بويراحمد و قله برف کرمو ؛ قلل شرقی سلسله دنا ؛ نمايی ازفراز قله برد

با تشکر از آقای صادق فرهادی برای تهیه این مطلب زیبا

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در جمعه سوم خرداد 1387 و ساعت 1:10 |

موقعیت جغرافیایی:

شهرستان سمیرم با مساحت ۵۲۲۴ کیلومتر مربع در جنوب غربی استان اصفهان با مختصات جغرافیایی ۵۱ درجه و ۱۷ دقیقه تا ۳ دقیقه طول شرقی و ۳۰ درجه و ۴۲ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۵۱ دقیقه عرض شمالی و با ارتفاع متوسط ۲۴۰۰ متر از دریا، بین چهار استان اصفهان، چهار محال و بختیاری، کهگیلویه و بویر احمد و فارس واقع شده‌است. از شمال به شهرضا، از شرق به آباده و اقلید فارس، ازجنوب غربی و غرب با مرز طبیعی رشته کوه‌های دنا به استان کهگیلویه و بویر احمد، از غرب به بروجن و لردگان (چهار محال و بختیاری) محدود می‌شود. فاصله مرکز شهرستان تا اصفهان ۱۵۰ و تا تهران ۴۳۵ کیلومتر می‌باشد.

این شهرستان ۹/۴ درصد مساحت و ۶۵/۱ درصد جمعیت استان اصفهان را شامل می‌شود. از نظر موقعیت قرارگیری در حاشیه جنوب شرقی رشته کوههای زاگرس قرار گرفته به طوری که رشته کوههای دنا به صورت حصاری در غرب و جنوب غربی آن کشیده شده‌است.

آب و هوا:

شهرستان سمیرم از توده‌های هوای زمستانی پر فشار آزور در اقیانوس اطلس شمالی، پرفشار سیبری و تودههای هوای تابستانی اقیانوس اطلس شمالی که تروپیکال بوده متأثر می‌گردد. بیشتر بارندی منطقه طی ۷ ماه از سال از آبان ماه تا اردیبهشت سال بعد به صورت برف و باران است، تغییرات بارندگی در سطح منطقه به ارتفاع و فاصله از کانونهای پر بارش کوهستانی وابسته‌است، چنانکه در ارتفاعات شمالی میزان بارندگی سالیانه بین ۳۵۰ تا ۴۵۰ میلیمتر، در شرق بین ۳۱۰ تا ۴۱۰ و در مغرب بین ۳۱۰ تا ۴۳۰ میلیمتر متغیر است. حداکثر بارندگی سالیانه در ارتفاعات شمالی به میزان ۴۵۰ میلیمتر و حداقل در نفاط پست شرقی به میزان ۲۹۰ میلیمتر می‌باشد.

با توجه به اینکه نواحی جنوب وجنوب غربی منطقه (بخش پادنا) مرتفع‌ترند میزان بارندگی آن در بعضی نقاط مسکونی به ۶۰۰ میلیمتر هم می‌رسد و هر چه از ارتفاعات اطراف شهرستان به طرف قسمت‌های میانب حرکت کنیم به علت کاهش ارتفاع از میزان بارندگی کاسته می‌شود. میانگین متوسط بارندگی شهرستان در دراز مدت ۱/۳۹۸ میلیمتر می‌باشد و بالاترین میزان بارندگی سالیانه که تا کنون گزارش شده مربوط به سال زراعی ۸۱-۸۰ بوده که رقم جالب توجه ۴/۸۲۷ میلیمتر را نشان می‌دهد. از لحاظ توزیع فصل بارندگی پربارش‌ترین فصل زمستان می‌باشد که ۲/۵۷ کل بارندگی را شامل می‌شود و بعد از آن فصول پاییز، بهار و تابستان به ترتیب ۲/۲۷، ۲/۱۳ و ۲ درصد بارندگی منقه را در بر می‌گیرد.

به علت کوهستانی بودن منطقه و وجود ارتفاعات متعدد و همچنین اختلاف ارتفاع در نقاط مختلف شهرستان دما و رطوبت در سطح منطقه نوسانات زیادی را نشان می‌دهد. سالیانه حدود ۱۶۵ کیلو کالری بر سانتیمتر مربع نتیجه تابش آفتاب در شهرستان سمیرم است که حداکثر در ماه‌های تیر، خرداد و حداقل در آذر و دی‌ماه می‌تابد، ضمن اینکه متوسط سالیانه پوشش ابر در منطقه ۷۶/۱ اکتادو می‌باشد. تعداد روزهای یخبندان بین ۱۲۵ تا ۱۳۰ روز در سال متغیر بوده که از مهرماه شروع شده و تا اواخر اردیبهشت ادامه می‌یابد. اولین سرما در اثر یخبندن در اواخر مهر و آخرین سرما توأماً در اثر یخبندان انتقالی و تشعشعی در اواخر فروردین‌ماه اتفاق می‌افتد.

بادهای عمومی در منطقه سمیرم از جهت وزش در فصل بهار پرطلاطم و در فصل پاییز آرام‌ترند، حداکثر سرعت باد در منطقه به ۳۰ کیلومتر در ساعت می‌رسد. ضمن اینکه بادهای محلی که تأثیر شگرفی بر روی محصولات کشاورزی و زراعی و تا حدودی آب و هوای منطقه می‌گذارد شامل نسیم کوه و دره، باد چوم، باد چپ و باد چوقون می‌شود.

در کل با توجه به پارامترهای اقلیمی ارائه شده و همچنین با عنایت به ارتفاع نسبتاً بالای منطقه، بر طبق طبقه بندی اقلیمی کوپن، آب و هوای شهرستان سمیرم معتدل سرد با تابستان خشک و از دیدگاه دکتر مهدی کریمی نیمه مرطوب معتدل با زمستان سرد ذکر شده‌است.

خاکشناسی:

تحقیقات و بررسی‌های منابع خاک و اراضی سمیرم مبین این امر است که در محدودهٔ شمال شرقی، شمال و شمال غرب و غرب خاک‌ها کم عمق تا نیمه عمیق بدون تکامل پروفیلی و جوان و سنگ‌ریزه‌دار که بر روی مواد آهکی قرار گرفته‌است. منابع ارضی این محدوده را تپه‌های نسبتاً‌ فرسایش یافته با قلل مدور و تشکیلات سنگهای آهکی و مارنی تشکیل می‌دهند. عمق زیاد و بافت سنگین تا خیلی سنگین خاک‌ها در دشت‌های دامنه‌ای و رسوبات با شیب ملایم با سنگ‌ریزه‌های سطحی ازمشخصات خاک و منابع ارضی غرب شهرستان است.

در جنوب شهرستان (پادنا) خاک‌ها به صورت کم عمق و نیمه عمیق و تا حدودی عمیق با بافت سنگین که بر روی مواد آهکی و سنگ‌ریزه‌ها قرار دارد دیده می‌شود. فلات‌ها و تراس‌های فوقانی با پستی و بلندی متوسط با زیاد از ویژگی‌های اراضی این قسمت است. ضمن اینکه خاک اطراف حنا روی دو گونه اراضی دشت دامنه‌ای و واریزه‌های سنگ‌دار تشکیل شده و از جهت عمق و بافت متفاوت است.

 گیاهان:

از مجموع ۴۴۰۸۰۰ هکتار کل عرصه‌های ملی شهرستان سمیرم که معادل ۵/۵ درصد لز عرصه‌های ملی استان است، ۳۹۳۰۰۰ هکتار معادل ۸۹ درصد آن را مراتع ییلاقی شامل می‌شوند که با کیفیتهای مختلف در سطح منطقه پراکنده شده‌اند، ضمن اینکه ۴۷۸۰۰ هکتار باقیمانده عرصه‌های ملی شهرستان شامل جنگل‌های طبیعی و دشت می‌شود.

مهم‌ترین تیپ‌ها و گونه‌های گیاهی مراتع منطقه شامل انواع گون و قیاق، سریش، کنگر، خوشک، جو وحشی، جاشیر، فستوکا و قیاق، جاز و استپا می‌باشد، ضمن اینکه ۲۵۰۰۰ هکتار مراتع کتیرا خیز با متوسط تولید ۲۵۰۰ کیلو گرم در سال در منطقه موجود می‌باشد.

پوشش جنگلی منطقه نیز مشتمل بر گونه‌های ارجن، بادام کوهی، سیب، گلابی، زالزالک داغداران و گز بوده که به علت مصارف سوختی، ساختمانی و چرای بیش از حد عشایر و روستاییان از بین رفته و تنها گونه‌های چوبی باقیمانده منطقه شامل شیرخشت، پسته و بادام وحشی، افرا، زرشک و بید می‌شود.

آبهای سطحی:

منابع آبهای سطحی شهرستان سمیرم از دو حوضه آبریز رودخانه خرسان در مرکز و نیمه جنوبی و حوضه آبریز رودخانه ونک-سولکان در نیمه شمالی شهرستان تشکیل شده‌است. این دو حوضه بخشی از سرشاخه‌های رودخانه کارون در شرق سلسله جبال زاگرس را تشکیل می‌دهند.

     حوضه آبریز رودخانه خرسان: این حوضه توسط ارتفاعات واقع در منطقه به چندین زیز حوضه تقسیم می‌شود که سه حوضه از آن با مساحت ۳۸۶۵ کیلومتر مربع در محدوده شهرستان سمیرم می‌باشد و عبارتند از حوضه آبریز رودخانه حنا، سمیرم (سیستان) و ماربر که پس از اتصال به هم در نزدیکی روستای رودآباد و خارج شدن از آخرین محدوده شمال غربی شهرستان سمیرم یعنی روستای آب‌ملخ تحت عنوان رودخانه خرسان تغییر نام داده و پس از گذشتن از روستا و تنگ خرسان با رودخانه بشار کهگیلویه و بویر احمد یکی شده و بدین شکل یکی از سرشاخه‌های کارون را تشکیل می‌دهند.

     حوضه آبریز رودخانه ونک_سولکان: این حوضه آبریز با مساحت ۱۳۱۵ کیلومتر مربع با جهت شمالی_جنوبی شامل منابع آب‌های سطحی مناطق شمال شهرستان سمیرم واقع در دهستان‌های وردشت و ونک می‌باشد، این حوضه آبریز شامل سرچشمه‌های قره آقاج، گرم آباد، موروک و کاسگان بوده که در مجموع رودخانه سولکان یا حسین آباد خوانده می‌شود. این رودخانه با دریافت آب رودخانه‌های آق بلاغ، شمس آبادِ ونک و رودخانه جاغ جاغ تحت نام حوضه آبریز سولکان در تنگ گله گاو از محدوده سمیرم خارج و با حوضه‌های آبی بخش گندمان بروجن به سمت رودخانه بزرگ خرسان حرکت می‌کند. دبی متوسط مجموع رودخانه‌های این حوضه بر روی هم ۹۱/۶ متر مکعب بر ثانیه و حجم تخلیه سالانه آن حدود ۳۶۳ میلیون متر مکعب می‌باشد.

آبهای زیرزمینی:

به علت وجود منابع عظیم آبی و گسترش لایه‌های آهک‌های کارستیک در محدوده شهرستان سمیرم منابع آب‌های زیرزمینی منطقه دارای آبدهی قابل توجهی می‌باشد. آب‌های زیرزمینی مورد استفاده در شهرستان سمیرم از چشمه‌ها، قنات‌ها و چاه‌های سطحی، نیمه عمیق و عمیق تأمین می‌گردد و مجموعاً‌حدود ۸/۱۵۸ میلیون متر مکعب از تخلیه سالانه آن‌ها در بخش کشاورزی به مصرف می‌رسد.

 

تقسیمات سیاسی و کشوری:

شهرستان سمیرم که قدمت آن به بیش از ۲٫۷۰۰ سال می‌رسد  از دیر باز جزء مناطق و محدوده فارس بوده و از زمان قانونی شدن تقسیمات کشوری در سال ۱۳۱۶ جزء شهرستان آباده محسوب می‌گردید، به دنبال جنگ خونینی که با حمله توأم عشایر ترک قشقایی و لرهای بویر احمد در تیرماه ۱۳۲۲ در منطقه صورت گرفت، در سال ۱۳۲۴ سمیرم از استان فارس و شهرستان آباده جدا و به صورت بخش به فرمانداری شهرضا و استان اصفهان ملحق می‌گردد و سرانجام در مهرماه ۱۳۴۲ با مسافرت اسداله علم نخست وزیر وقت به شهرستان تبدیل می‌شود و اکنون از جهت رتبه‌بندی شهرهای ایران در ردیف شانزدهم شهرهای استان و یکصد و هشتاد و پنجم کشوری قرار دارد. بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۸۰

این شهرستان به دو بخش مرکزی و پادنا و شش دهستان به شرح زیر تقسیم می‌گردد:

      بخش مرکزی شهرستان سمیرم

      دهستان حنا

      دهستان وردشت

      دهستان ونك

شهرها: سمیرم، حنا و ونک.

      بخش پادنا

      دهستان پادنا سفلى

      دهستان پادنا عليا

      دهستان پادنا وسطى

شهرها: کمه

 

بخش مرکزی:

این بخش قسمت‌های مرکزی و شمالی شهرستان را شامل می‌گردد و ۸/۶۱ درصد مساحت شهرستان را به خود اختصاص داده‌است و دهستان‌های تابع این بخش عبارتند از: دهستان ونک به مرکزیت شهر ونک، دهستان وردشت به مرکزیت روستای فتح آباد و دهستان حنا به مرکزیت شهر حنا.

بخش پادنا:

این بخش که ۲/۳۸ درصد مساحت شهرستان را شامل می‌شود قسمتهای جنوبی شهرستان را در بر می‌گیرد. دهستان‌های تابع این بخش عبارتند از دهستان‌های پادنای علیا به مرکزیت روستای بیده، پادنای وسطی به مرکزیت شهر کمه که مرکز بخش نیز می‌باشد و پادنای علیا به مرکزیت روستای چهار راه. این شهرستان که ۶/۷ درصد مناطق محروم استان را شامل می‌شود دارای چهار نقطه شهری سمیرم، حنا، ونک و کمه، ۱۰۸ روستای دارای سکنه، ۲۷۹ مزرعه مستقل، ۱۳ منطقه تابع، ۱۶ مکان مستقل و ۱۶ نقطه فرعی می‌باشد. شهر زیبا و سنتی سمیرم واقع در مرکز شهرستان است که با ارتفاع ۲٫۴۶۰ متر از سطح دریا تحت عنوان بام ایران به صورت دشت نیمه همواری با ارتفاع زیاد و شیب فراوان توسط کوه‌های سربه فلک کشیده محصور شده و در سال ۱۳۲۹با احداث شهرداری به نقطه شهری تبدیل گردیده‌است.

 وجه تسمیه:

ویژگی‌های جغرافیایی و شرایط آب و هوای شهرستان سمیرم و همچنین حساسیت‌های قومی و قبیله‌ای که در ادوار مختلف به تاریخ این خطه اضافه گردیده‌است، سبب طرح نام سمیرم در متون و کتب جغرافیایی و تاریخی شده‌است. در خصوص وجه تسمیه‌ این خطه تعابیر و تفاسیر مختلفی به کار برده شده چنانچه در کتاب آثار الوزراء آمده‌است: گویند سمیرم از ولایت اصفهان است و آب تلخ از آنجا آورده‌اند و حال خراب گشته. مردم آن به واسطه استیلای کرد و شول جلا نمودند. و اما در عجایب المخلوقات چنین آورده شده که بانی آن سام ابن ارم نوح بوده و آن را سام آرام و از کثرت استعمال سمیرم گویند. نقل قول دیگری که حکایت از قدمت تاریخی منطقه دارد و بیشتر از آن بوی افسانه به مشام می‌رسد از این قرار است که سام پادشاه کیانی درحال عبور از این منطقه بوده که درد و عرضه‌ای بر او مستولی شده و در این خطه آرام می‌شود و سبب نام گذاری سمیرم می‌گردد که همان تغییر واژه سام آرام می‌باشد. عده‌ای نیز بر این عقیده هستند که وجه تسمیه منطقه از کلمه زمیران است که اشاره دارد به زمهریر و سرمای بسیار سخت که زمستان‌های سمیرم بدان متصف می‌باشد و می‌توان آن را مهمترین و مستندترین عامل نام گذاری این خطه به حساب آورد.

جمعیت:

بر طبق آمار موجود درسال ۱۳۷۵ جمعیت شهرستان بالغ بر ۶۴٫۹۱۸ نفر بوده که از این تعداد ۳۲٫۰۵۴ نفر مرد و ۳۲٫۸۴۶ نفر زن بوده‌است. جمعیت شهرستان دارای ترکیب سنی بسیار جوانی است به طوری که ۹/۴۸ درصد از کل جمعیت در بین گروه‌های سنی زیر ۱۴ سال قرار گرفته که توجه به آینده آن بخصوص در مورد وضعیت اشتغال نیاز به یک برنامه‌ریزی دقیق و همه جانبه را می‌طلبد. میزان با سوادی در نقاط شهری ۵/۸۷ درصد و در نقاط روستایی ۸/۷۱ درصد می‌باشد که در مجموع ۲/۸۷ درصد از مردان و ۳/۷۳ درصد از زنان را شامل می‌شود. با توجه به اینکه وسعت آن ۵٫۲۲۴ کیلومتر مربع و زمین‌های قابل کشت منطقه حدود ۵۰٫۷۸۹ هکتار برآورد گردیده تراکم نسبی در شهرستان ۵/۱۲ نفر در کیلومتر مربع می‌باشد که به علت کوهستانی بودن منطقه و شرایط آب و هوایی سرد نسبت به استان اصفهان که ۳۷ نفر می‌باشد، بسیار کمتر است. ضمن اینکه تراکم بیولوژیک در منطقه ۲/۱ هکتار می‌باشد که با توجه به بافت کشاورزی منطقه و اشتغال اکثریت جمعیت منطقه به فعالیت‌های کشاورزی و با عنایت به قابلیت‌های زراعی و باغی و منابع آب منطقه نیاز به توسعه و برنامه‌ریزی اصولی دارد.

اقتصاد شهرستان:

کشاورزی

بر اساس آمار سال ۱۳۸۲، شهرستان سمیرم دارای حدود ۵۰ هزار هکتار زمین زراعی آبی و دیم می‌باشد که ازاین میزان، سطح زراعت آبی حدود ۱۶ هزار هکتار، زراعت دیم ۴/۹ هزار هکتار، آیش آبی ۱۳ و آیش دیم ۱۲ هزار هکتار می‌باشد.

زراعت: شهرستان سمیرم دارای ۴٫۲۰۰ هکتار گندم آبی با متوسط عملکرد ۴ تن در هکتار و ۲۵٫۰۰۰ هکتار گندم دیم قابل برداشت با متوسط عملکرد ۱/۱ تن در هکتار می‌باشد. در سال زراعی ۸۲-۱۳۸۱ تولید گندم ۱۹ هزار تن بوده که از این مقدار ۹۸۵۰ تن توسط سازمان تعاون روستایی شهرستان خریداری شده‌است. همچنین سطح کشت چغندرقند در سال‌های مختلف و با توجه به شرایط جوی و عملکرد کارخانجات قند بین ۲٫۵۰۰ تا ۳٫۵۰۰ هکتار متغیر می‌باشد. در سال زراعی ۸۲-۸۱ میزان تولید چغندرقند منطقه ۱۰۵ هزار تن با متوسط عیار ۵/۱۷ بوده که از لحاظ امتیاز و عیار در سطح استان رتبه اول را داشته‌است، سایر محصولات زراعی منطقه شامل سیب زمینی، جو، عدس، نخود و سیاه‌دانه می‌باشد.

باغبانی: سطح کل باغات منطقه حدود ۵/۱۶ هزار هکتار است که اغلب آن محصول سیب(۹۵ درصد) و در ردیف‌های بعدی گردو، بادام، آلبالو، هلو و زرد آلو می‌باشد. طبق برآورد انجام شده در حدود ۶۴/۷۳ درصد کل درآمد ناخالص محصولات آبی و ۰۹/۶۸ درصد کل محصولات کشاورزی شهرستان به سیب درختی اختصاص دارد. وجود درختان وحشی سیب درکوه آلمالو در شمال روستای ورق از توابع دهستان وردشت نشان از قدمت و استعداد بالقوه این منطقه در پرورش سیب دارد. اولین باغ سیب در سال ۱۳۳۸ در شهرستان سمیرم احداث گردید و از سال ۱۳۵۰ به بعد کاشت و احداث آن سیر صعودی پیدا کرد به طوری که در حال حاضر حدود ۱۲ هزار هکتار باغ بارور با عملکرد متوسط ۲۰ تن در هکتار و ۴ هزار هکتار نهال سیب در سطح شهرستان در سه منطقه وردشت، شهر سمیرم و بخش پادنا در کوهپایه‌های زاگرس با بیش از ۵/۶ میلیون اصله درخت در خور توجه‌است. اقتصادی بودن این محصول باعث گسترش باغات سیب گردیده و تولید سالیانه آن را به حدود ۳۰۰ هزار تن رسانیده‌است و پیش بینی می‌شود تا سال ۱۳۸۵ به ۳۵۰ هزار تن برسد و عده باغداران آن به ۶ هزار نفر برسد. واریته‌های سیب منطقه از ارقام پایه بذری شامل رد و گلدن دلیشز، گلاب اصفهان، گلاب کهنز، سلطانی، شفیع آبادی، گرن اسمیت، چهار، اسرائیلی و آستارا می‌شود و از ارقام پایه کوتاه مالینگ نیز می‌توان به ارقام فوجی، گالا و آیلارد اشاره کرد.

خدمات

علیرغم رشد سهم بخش خدمات به ۳/۱۶ درصد در سال ۱۳۷۵، به علت عدم وجود زیرساخت‌های اساسی و پایین بودن کیفیت کاری و همچنین به علت مشکلات ارتباطی که بیشتر ناشی از عوامل طبیعی است، خدمات‌رسانی بویژه از لحاظ خدمات آموزش عالی و ترویج در سطح منطقه چندان مناسب نیست. ولی با این حال نسبت به بعضی از مناطق همجوار از وضعیت بهتری برخوردار است. هم اکنون ۹۹ درصد از مناطق روستایی شهرستان دارای آب و برق و بیش از ۹۰ درصد دارای خدمات ارتباطی به صورت دفاتر مخابراتی و مراکز خودکار هستند. همچنین در مرکز دهستان‌ها ادارات و سازمان‌های مختلف شهرستان به صورت نمایندگی مشغول خدمات‌رسانی هستند. از لحاظ راه‌های ارتباطی تقریباً ۹۰ درصد راه‌های روستایی منطقه آسفالته بوده و می‌توان گفت که خدمات‌رسانی بخصوص در مناطق روستایی تقریباً رضایت‌بخش است، اما در کل وضعیت خدمات اساسی و زیربنایی در سطح منطقه چندان مناسب نیست.

صنعت

با وجود معادن و منابع فراوان و نیز با وجود تولید سالیانه بیش از ۳۰۰ هزار تن سیب درختی و بیش از ۱۸۰ هزار تن سایر محصولات کشاورزی در سطح منطقه، بخش صنعت چندان رشدی ننموده و تنها ۱/۰ درصد کل صنایع استان را شامل می‌شود. صنایع موجود در منطقه بیشتر شامل صنایع دستی همچون قالی، گلیم و جاجیم بافی و نمد مالی می‌شود و از لحاظ وجود صنایع و کارخانجات موجود در منطقه می‌توان به کارخانه خاک نسوز پشته، گچ ونک، شرکت صنایع جانبی سیب اروم سانکوک و دو سردخانه ۵ هزار تنی و حدود ۳۰ تا ۴۰ کارگاه متوسط و کوچک صنایع تولیدی همچون صندوق سازی و بلوک‌زنی اشاره کرد که با توجه به ظرفیت‌ها و استعدادهای بالقوه و بالفعل منطقه بسیار ناچیز است.

معادن

معادن موجود در سطح شهرستان سمیرم در ۳ گروه طبقه‌بندی می‌شود که عبارتند از: معادن سنگ‌های تزیینی: معدن سنگ مرمریت قبر کیخا با ذخیره ۷۵٫۰۰۰ تن و استخراج سالیانه ۸٫۷۵۰ تن، معدن سنگ مرمریت کهنورچه با ظرفیت ۱٫۲۵۰٫۰۰۰ تن و استخراج سالیانه ۷٫۰۰۰ تن، و معدن سنگ مرمریت مهرگرد با ظرفیت ۴۵۰٫۰۰۰ متر مکعب و استخراج سالیانه ۱۵٫۰۰۰ متر مکعب. معادن گچ و خاک نسوز: معدن خاک نسوز شمالی با ظرفیت ۲٫۴۳۷٫۰۰۰ تن و استخراج سالانه ۱۵٫۰۰۰ تن، معدن خاک نسوز جنوبی با ظرفیت ۱۶۵٫۰۰۰ تن و استخراج سالیانه ۱۰۰۰ تن، و معدن سنگ گچ ونک سمیرم که این معدن از نظر زمین شناسی متعلق به سازند گچساران بوده و با آهک و مارن همراه می‌باشد. میزان ذخیره این معدن ۵/۱ میلیون تن و میزان تولید آن روزانه ۳۰۰ تن می‌باشد. معادن مس و سرب: معادن مس خانقا، معدن مس چاه پلنگ، و معدن مس و سرب آب باغ کهرویه(کیلومتر ۲۳ جاده سمیرم شهرضا) با نوع ماده گالن و که تاکنون ۶ هزار تن از آن استخراج شده‌است.

+ نوشته شده توسط محمدرضارئیسیان در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:14 |